تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
اين بالون در فرانسه اختراع شده و اولين وسيله‌اى بود كه انسان با آن از زمين به هوا مىرفت در جنگ 1870 فرانسه با آلمان كه قشون آلمان فرانسه را مقهور نمود و شهر پاريس را محاصره كرد چند نفر . . . بوسيله اين بالون . . . خود را به ايالات ديگر رسانيده و وسايل جمع‌آورى قشون و استخلاص اهالى پاريس را از محاصره فراهم سازند . . . ظاهرا ارشد الدوله اين حكايت را در كتب تاريخ خوانده بود و چون خودش هم جزء ملتزمين ركاب همايونى در سفر فرنگستان بود ، مىدانست كه يك چنين بالونى را شاه خريده و به تهران آورده . يك دفعه يا از روى حقيقت يا براى خوش آمد محمد عليشاه در موقعى كه ياس و نااميدى در همه جا بال گسترده بود ، اين فكر بكر را عرض نموده و شاه را براى يكى دو روز خوشدل ساخته بود . در فرانسه كه مظفر الدين شاه براى اولين دفعه چنين دستگاهى را مشاهده مىنمايد كه مسافت زيادى در هوا صعود نموده و بعد بدون زحمت دوباره به زمين برمىگردد ، خيلى مشعوف شده و دولت فرانسه هم چندين بار اين تماشا را براى وى مهيا ساخته بود تا اينكه شاه در مراجعت به ايران تصميم اتخاذ مىنمايد كه خودش يك دستگاه بالون بعنوان سوغاتى خريده باخود بياورد . مظفر الدين شاه از اين قبيل اشياء نوظهور كه از درجهء فهم او تجاوز نمىكرد مقدارى تهيه كرده و جزء اسبابهاى سوغاتى وى مقدار زيادى عروسك مكانيكى و مقوايى بود . اين بالون را هم مانند يكى از آنها پنداشته با خود به ايران آورد . اما شاه چون بيشتر مريض و رنجور بود ديگر به صرافت آن نيافتاد ، همينطور كه آورده بودند در انبار فراموش شده بود تا آن روز بنابه تلقين ارشد الدوله آن ذخيره جنگى را ( ؟ ! ) را همينطور كه از فرنگ رسيده بود از زير بارهاى جبه‌خانه خارج ساخته و در باغشاه براى به كار بردن به مقصد جنگى از هم باز نمودند . متاسفانه يا خوشبختانه اگر موشها هم اين دستگاه را از كار نيانداخته بودند معلوم نبود كه كدام مرد پر دل و جنگى متهورى مىتوانست اين بالون را براى اين مقصود به كار اندازد . قطعا خود ارشد الدوله با آن هيكل ثمين خود قادر به انجام اين وظيفه نبود . در آن روز چند نفر از كاركنان قورخانهء دولتى را كه تا آن وقت فقط در تهيه آتش بازى شبهاى اعياد مهارتى پيدا كرده بودند براى كمك و ارائه طريق به باغشاه آورده بودند ، ولى اطلاعات آنها هم بيش از ارشد الدوله در اين فن نبود . خوشبختانه موشها به كمك رسيده و آبروى حضرات را نزد شاه حفظ نمودند . زيرا كه بمحض اينكه طنابها را باز نموده و اضافه‌ها را كنار گذارند ، يك دفعه يك گروه انبوهى از موشهاى زردرنگ و قوىالجثه با تمام خانواده از ذكور و اناث كه سالها اين چادر
هامش
باشد . كه برسم امانت همانگونه كه در كتاب چاپ شده است آورديم .