باشند ، ثانيا لازم است كه شخص اعليحضرت هم از او راضى شود . از اين رو نخست ميان مقر ييلاقى شاه [ شايد سلطنتآباد ] و عمارت سلطنتى تهران نيز يك رشته تلفن داير كرد . سپس به علىاصغر خان امينالسلطان پرداخته ميان پارك او [ جايگاه فعلى سفارت روس ] و عمارات دولتى هم تلفن داير نمود و آنگاه درصدد كسب امتياز برآمد ، ولى چندين رقيب زورمند پيدا كرد و سالها در اين راه كشمكش نمود و سرانجام هم شكست خورد و نه تنها در ايران بلكه در تهران هم موفق به اخذ امتياز نگرديد . « 1 »
امتياز تلفن تهران همچنان مسكوت ماند تا در زمان مظفر الدين شاه اين امتياز به دوست محمد خان معير الممالك داده شد . ناگفته نماند در اين فاصله يعنى از سال 1306 تا محرم 1321 ( ه . ق ) برابر با 1282 ( ه ش ) و 1903 ( م . ) كه اين امتياز به معير الممالك داده شد . در سال 1319 ( ه . ق ) در تبريز و در سال 1320 ( ه . ق ) در مشهد ، و در همان سال در گيلان به اشخاص مختلف داده شد .
پژمان بختيارى همچنين مىنويسد :
« گفتيم كه صاحب امتياز واگن اسبى با تقديم تلفن و سيمكشيهاى مجانى به اخذ امتياز تلفن تهران اميدوار شد ، اما از آنجا كه دوست محمد خان معير الممالك مورد توجه اتابك [ منظور امين السلطان است ] و مايل به اخذ آن امتياز بود كوششهاى بلژيكيها به جايى نرسيد . خاصه آنكه ناصر الدين شاه نيز درگذشته و ديگر شخص شاه در امور مملكتى دخالت اساسى نداشت .
بالنتيجه در ماه محرم 1321 ( ه . ق ) امتياز تلفن در تمام ايران ( با برخى مستثنيات ) به معير الممالك واگذار شد ، يا سادهتر بگوييم معير الممالك امتياز را به خود داده و زحمت امضا را به مظفر الدين شاه واگذارد ، چنان كه از متن امتيازنامه درخواهيم يافت :
« بندگان اعليحضرت
موهبت مىفرمايند به اين خانهزاد ، دوست محمد خان معير الممالك امتياز و اختصاص ايجاد و استقرار دستگاه تلفن را در تمام ممالك و بلاد ايران برطبق اين شرايط :
1 - كسان چاكر دولتخواه مجاز و مأذونند در تهران و ساير ولايات و شهرهاى ايران به خرج خود تلفن داير نمايند .
2 - از تاريخ فرمان تا مدت سه سال ، دستگاه تهران و تا ده سال تلفنهاى ولايات داير خواهد شد .
هامش
( 1 ) . المآثر و الآثار . ج 2 ص 705 - 706 و نيز بنگريد به : تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ج 3 ، ص 1 ببعد .