انقلابات نقش مهمى بازى مىكنند . در انقلابات معمولا روحانيون و ملاها در مساجد مردم را تشويق و تهيج به اعتراض عليه دولت مىكنند و بعد زنان كه مصونيت خاصى در جامعه دارند ، جلو افتاده و انقلاب را شروع مىكنند و راه را براى مردان باز مىنمايند . اينبار هم همينطور شد .
پس از اين اقدام متهورانهء زنان ، مردان هم در اوايل شب در محلات دور هم جمع شدند و دستههايى از آنها اعتراضكنان ولى بدون هدف خاصى در كوچه و خيابان به راه افتادند .
صاحبان نانواييها و كسانى كه انبارهاى پر از گندم داشتند ، از اين وضع دچار وحشت و نگرانى شدند . اما عجيب اينجا بود كه اين جمعيت گرسنه و متعرض اصلا به دكانهاى نانوايى حمله نكردند و معترض انبارهاى گندم هم نشدند .
روز بعد كار شورش و بلوا بالا گرفت و مردم محلات مختلف به يكديگر ملحق شدند و جمع بسيار كثيرى مركب از زنان ، روحانيون مردان و حتى لوطيها و باباشملهاى محل گرد آمدند . و اين جمع حوالى ظهر به طرف ارگ سلطنتى حركت كردند . خبر حركت آنها در دربار به گوش شاه رسيد ، عدهء زيادى از فراشهاى حكومتى را براى جلوگيرى از جمعيت فرستادند . فراشها با شلاق و چوب بيهوده سعى مىورزيدند كه اين اجتماع بزرگ را كه زنان در جلو آنها حركت مىكردند ، متفرق نمايند . ولى زنان و مردان با سنگ و كلوخ به مقابله آنها برخاستند و عدهاى از فراشها را مجروح كردند و مجبور به عقبنشينى نمودند .
دسته بزرگى از فراشها در سبزهميدان و جلو دروازهء جنوبى ارگ مستقر شدند تا جلو مردم را به هر شكل ممكن بگيرند . آنها بهدستور فراشباشى بارديگر با چوب و شلاق به مردم حملهور شدند . اما ضربات سنگ و آجرزنان و مردان كارىتر بود و مقاومت فراشها در اين قسمت حساس نيز درهم شكست و مردم با زور دروازهء ارگ را كه بسته بود باز كردند و وارد خيابان اصلى ارگ شدند و به طرف ميدان بزرگ واقع در وسط ارگ هجوم بردند و در آن جا اجتماع كردند و فرياد اعتراض خود را به خاطر قحطى نان بلند كردند تا به گوش ناصر الدين شاه برسد .
در اينجا افرادى از درباريان از قصر سلطنتى خارج شده با مردم تماس گرفتند و به آنها گفتند كه شاه مشغول رسيدگى سريع به امر نان است و از طرف شاه وعده دادند كه عاملين اين قحطى را مجازات كنند و مقدار نان را افزايش دهند و از مردم خواستند اقدام ديگرى نكنند و از آنجا جلوتر نيايند . ساعت دو بعد از ظهر يك جلسهء مشورتى در دربار و ديوانخانه تشكيل شد كه در آن عدهاى از وزيران و درباريان شركت داشتند و خود شاه هم در آن حضور رسانيد . در اين جلسه مىبايستى عامل اصل قحطى نان را پيدا كنند و ضمنا هر چه زودتر فكرى براى بر طرف
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 478
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٤٧٨