تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
تركى را مورد استهزاء قرار دادند . بازيگرى كه خود را ترك كرده بود براى اينكه چاق جلوه كند چند نازبالش در زير لباس خود گذاشته و آنقدر اين كار را با بىاحتياطى انجام داده بود كه سر يكى از آنها از زير لباس او ديده مىشد . در اين فاصله دو پسربچه كه لباس دختر در بر كرده بودند با آهنگ شيپور و دايره و دنبك مىرقصيدند . شاه از اين مسخره‌بازى بىلطف بسيار كيف مىكرد و بازيگران هم براى آنكه دوام كيف او را بيشتر كنند هر قدر ممكن مىشد آن را طول مىدادند . آتش زير ديگها خاموش و آش پخته شد . آشپزها از آن در هر نوع ظرفى كه دم دستشان بود مىريختند و پيشخدمتان آنها را پيش كسانى كه سعادت تناول اين غذا را كه شاه ، آش مخصوص خود مىخواند يافته بودند و مىبردند . با تمام اين احوال هيچ‌وقت هيچ‌كس رغبت تناول آن را نكرده است . براى من هم يك بشقاب آش‌خورى پر از آن آوردند . . . خلاصه از اين آش كه منحصرا محصول تفنن شخص شاه است به احدى خيرى نمىرسد . و مآل آن اين اينست كه آن را در رودخانه شهرستانك بريزند و آب آن را با خود ببرد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - سه‌سال در دربار ايران . ص 268 - 270