تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
بعضى از اشخاص بالنسبه مسن‌تر بودند از حالا و سالهاى قبل هنوز ايران مقهور چنگال انگليسها نبود و امسال هست وزير اعظم مرد پاك‌مقدسى بود . حالا شراب مىخورد و نرد مىبازد . همهء امورات به‌همين طور است . تداركات و تجملات آش هم بسيار كم بود . من هم على الرسم بودم . به من فرمايش شد كدو پاك كنم . نشستم و مشغول شدم . وزير اعظم هم به كار من مشغول بود . تمام روساى ادارى و معتبرين هم مشغول بودند . در اين بين شاه به عمارت تشريف بردند . به ناهار مشغول شدند . مرا هم احضار فرمودند رفتم . . . » « 1 » « پنجشنبه 8 ربيع الثانى سنه 1311 قمرى امروز آشپزان معمول است . ميرزا موسى سرحددار گيلانى كه از اشخاص بسيار بامزه است و با سلطان ابراهيم ميرزا دوست است ديشب نوشتم از شهر آمد كه تماشاى آشپزان بكند . رذالت آشپزى امسال با اين و با و دلتنگى و دلخورى مردم به مراتب از سنوات قبل بيشتر بود . اگر اين دو هزار تومان كه مصارف آش شده است ، يك مرتبه خرج تنظيف شهر كرده بودند ، يقينا اسباب دعاگويى . . . مىشد . . . امشب هم آتش‌بازى كردند كه معمول هيچ سال نبود . . . » « 2 » « شنبه 6 ربيع الثانى سنه 1312 قمرى : امروز روز آشپزان است . همان آش قجرى بىپير هر سال كه سه چهار هزار تومان در اين بىپولى دولت خرج مىشود . نه فايده دينى دارد و نه دولتى و نه دنيوى و جز اثبات رذالت . من آن روز بواسطه اعمال مجد الدوله ديوانه متغيير شدم . منزل آمدم . . . « 3 » « جمعه 28 جمادى الاول سنه 1313 قمرى : امروز آشپزان است من در شهر ماندم از قرارى كه تعريف مىكردند مجلس بسيار رذلى بوده است بدتر از سنوات سابق . . » « 4 » بايد افزود كه اين آشپزان در واقع آخرين آشپزانى بود كه برپا شد . زيرا همانگونه كه مىدانيم در همين سال هم اعتماد الدوله درگذشت و هم ناصر الدين شاه به ضرب گلوله ميرزا رضاى كرمانى از پاى درآمد و به اصطلاح نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان . پيش از آنكه اين بخش از گفتار خود را به پايان دهيم بايسته است به نوشته دكتر فووريه پزشك ناصر الدين شاه درباره آش‌پزان نيز اشاره كنيم . دكتر فووريه در تاريخ 14 اوت 1890 در اين باره نويسد :
هامش
( 1 ) - همان ص 710 ( 2 ) - همان ص 910 ( 3 ) - همان ص 978 ( 4 ) - همان ص 1038
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 448 | حسين شهيدى مازندرانى