[ شيندلر ] كه هر دو فرانسوى و طبيب مخصوص شاه بودند مكرر ظرفهاى خود را از آش لبريز نموده مىخوردند و تمجيد بسيار مىنمودند . گاه چند قدح آش براى بعضى خانمها كه نمىتوانستند حاضر شوند به شهر فرستاده مىشد و اين خود نوعى از بروز مرحمت بود . » « 1 »
عبد الله مستوفى درباره مراسم آشپزان ، زير عنوان نذرى شاه مىنويسد :
« ناصر الدين شاه هم آش نذرى داشت كه هر سال مىپختند . اساس آن همان شلهقلمكارى بود كه شايد مادرش نذر پسر تاجدار خود كرده بود . ولى رفتهرفته طرز فكر و رويهء استبدادى اين پادشاه كه همه چيز را از صورت اصليش منحرف كرده و از آن وسيله تفريح و تجمل مىساخت ، در اين نذرى هم وارد و آنچه در اين اواخر پخته مىشد ، معجونى بود كه همه گونه دانه و همه قسم سبزى و ميوه و انواع ادويه و اقسام چاشنى و چند قسم گوشت را با هم مخلوط كرده و از آن مطبوخ مقوى و بامزهاى به عمل مىآوردند .
اين آشپزان ، هر ساله در ماه ميزان - مهر - بعد از فصل ييلاق و اكثر در سرخهحصار سهراه دماوند به عمل مىآمد . يكى دو روزى وقت شاه صرف تشريفات اين كار مىشد . چند چادرپوش متصل بهم مىزدند و دامن تجيرهاى آنها را به هم وصل كرده ، فضاى بزرگى ترتيب مىدادند . در اين محوطه سفرههاى چرمى بزرگ پهن مىگشت ، ميان آن مجموعههاى برنج و لوبيا و . . . مىگذاشتند . چندين مجموعه كه هر يك ، يك لش گوسفند يا شكار با چندين دانه مرغ و كبك و غيره حاضر كرده بودند . . . . عملهء طرب دربارى هم يك قسمت اين محوطه را اشغال كرده با آلات خود حاضر بودند . شاه با وزرا و رجال به اين چادرها مىآمد و تداركات از نظر ملوكانه مىگذشت . خوانسالار اوامر جديدى راجع به افزايش پارهاى چيزهاى ديگر بر اين درهم جوش دريافت مىكرد . شاه بر صندلى جلوس كرده ، سپس عمليات آشپزان ، با نواى موسيقى شروع مىگشت . سپس شاه مىرفت و وزرا مشغول پاككردن سبزى مىشدند و واقعا سبزى پاك مىكردند . ( سبزى كسى را پاككردن كنايه از تملق نسبت به اوست . خواه اين تملق زبانى و خواه عملى باشد . ) من خود عكسى از اين آشپزان ديدهام كه صدر اعظم مشغول پوستكندن بادنجان و سايرين هر يك به كارى مشغول بودند . اين آش در چندين ديگ پخته شده و براى وزرا و رجال و هفتاد هشتاد زن شاه ، در قدحهاى چينى تقسيم مىشد و از قرارى كه مىگفتند ، غذاى بامزهء معطر مقوى هم بوده است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . يادداشتهايى از زندگانى خصوصى ناصر الدين شاه ، ص 145 - 149 .
( 2 ) . شرح زندگانى من ، ج 1 ، ص 287 - 288 ، نقل به اختصار .