تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
سفره خود دعوت مىكردند و به محض اينكه سر سفره جلوس مىنمود اول كارش اين بود كه جوجه‌هاى سفره را پيش خود جمع كرده و مرتبا آنها را مانند شغال مىخورد و اعيان هم از خوردن او تفريح و خنده مىكردند . . . غير از اين چند نفر . . . . افراد ديگرى نيز بوده‌اند كه با شاه ارتباط داشته و به اصطلاح شاه‌شناس بوده‌اند از آن جمله حاج كربلايى دزفولى بود كه ناصرالدين شاه سربه‌سر او مىگذاشت و ديگرى به نام على . اين على يابويى داشت و اغلب اوقات كه شاه را مىخواسته است ببيند با يابوى خود به اندرون شاه براى ملاقات وارد مىشد و كسى هم مانع ورود او با يابويش نمىشد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح حال رجال ايران ، ج 1 ، ص 400 - 401 ، نقل به اختصار .