داشت . خيابان اسماعيل بزاز كه اين مسجد در آن واقع است ، تا قبل از نافبريهاى تازهاى كه براى خيابانهاى شهر كرده و اسم اين خيابان را خيابان مولوى گذاشتهاند ، به اسم او [ اسماعيل بزاز ] معروف بود .
حاجى اسماعيل با اينكه در اين اواخر توبه كرده و به كسب قديم خود اشتغال داشت ، گلدانهاى نرگسش در شب عيد براى اعيان مىرفت و اعيان هم عيدى او را نظر به خلوص او چربتر از زمان سابق مىدادند . « 1 »
مهدى بامداد دربارهء اسماعيل بزاز مىنويسد :
« يكى ديگر از دلقكها اسماعيل بزاز بوده كه هم بزاز بود و هم يكى از دستههاى طرب و بازيگران را تشكيل مىداد و كارش اين بود كه در منزل اعيان و رجال مىرفت و لودگى مىكرد .
بعدها در دربار هم راه پيدا كرد و شاهشناس شد و بازى درمىآورد . در زمان كودكى از غلامبچگان خانهء ملكزاده عزت الدوله ، خواهر تنى ناصر الدين شاه بود . مرحوم دكتر خليل خان ثقفى ، اعلم الدوله براى نگارنده نقل كرد كه روزى اسماعيل بزاز در ضمن عمليات خود شرحى از آغاز زندگانى خويش براى حضار نقل مىكرد و مىگفت من در خانهء عزت الدوله تا سن دهدوازده سالگى غلامبچه ( خانه شاگرد ) بودم . روزى پدرم آمد در خانه و مرا صدا زد و به من گفت تو ديگر بزرگ شدهاى و براى اينكه چشم و گوشت بيش از اين باز نشود و بعضى چيزها را نبينى ، ديگر اينجا نمان ، خوب نيست . بيا تو را دوباره به خانه خودم ببرم . پدرم مرا از آنجا برد كه چشم و گوشم باز نشود و بچهء سربهراهى باشم . حالا آن پدر كجاست كه وضع مرا ببيند كه آيا چشم و گوش من باز شده است يا خير ؟ ! » « 2 »
اعتماد السلطنه در روزنامهء خاطرات خود بارها از اسماعيل بزاز و كارهايش ياد مىكند :
« چهارشنبه 2 رجب سنهء 1300 ( ه . ق . ) . . .
شنيدم اسماعيل بزاز مقلد چند شب قبل در حضور شاه تقليد كنت [ دومونت فورت ] را درآورده بود . كنت شنيده و متغير شده به داروغهء شهر سپرده بود او را گرفته اذيت كنند . پريشب او را گرفته كتك زيادى زده بودند . امروز به شاه عارض شدند . حكم به سياست داروغهء شهر فرمودند . . . »
« جمعه 8 ذى الحجه الحرام 1302 ( ه . ق . ) . . .
اسماعيل بزاز در حضور شاه بازى درآورده بود . . . بسيار اين مقلديها قبيح است . بعد شتر و
هامش
( 1 ) . شرح زندگانى من ، ج 1 ، ص 361 .
( 2 ) . شرح حال رجال ايران ، ج 1 ، ص 398 .