تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢

مقلدان دورهء ناصرى

پيشتر دربارهء اجراى نمايش در سالن تئاتر مدرسهء دارالفنون سخن گفتيم . بىمناسبت نيست كه كمى هم از مقلدان بدانيم . در دورهء قاجاريه و حتى پيش از آن ، گروههايى بودند كه براى سرگرمى و تفريح مردم انواع نمايشها را اجرا مىكردند ، از جملهء اين گروهها مىتوان مقلدان را نام برد كه برخى حتى شاه‌شناس بوده و به دربار نيز راه داشته‌اند . در ميان مقلدان پيش از دورهء قاجاريه ، كل‌عنايت از همه پرآوازه‌تر است . تا جايى كه شاه عباس بزرگ نيز كل‌عنايت را مىشناخته و حتى شاردن در سفرنامهء خود از وى ياد كرده است : « در همين حومهء دردشت ، خانهء كل‌عنايت ، دلقك شاه عباس كبير ، شهرت خاص دارد . دربارهء كارهاى خنده‌آور و مسخرگيها و لودگيهاى وى كه مىتوانسته با حاضرجوابيها و حركات و اطوارش در هر حال شاه را به خنده درآورد داستانهايى نقل كرده‌اند و اينست بعض آنها : شاه عباس كه از عواقب شوم آشاميدن مطبوخ كوكنار به خوبى آگاه بود در كوكنارخانه‌ها را بست و گفت هر كس از آن پس جوشاندهء كوكنار بياشامد ، به سختى مجازات مىشود . « 1 » جوشاندهء كوكنار را هر كس بخورد در آغاز حالى خوش و نشاطى مطبوع به وى دست مىدهد ، اما پس از مدتى به سستى و افسردگى مىگرايد و اعتياد بدان دلمردگى و گيجى و خرفتى مىآورد و مداومت در آن آدمى را به گور مىكشاند . جوشاندهء كوكنار چنان شوم و نكبت‌بار است كه ترك آن ناشدنى يا دست كم دشوار است و سرانجام منتهى به هلاك مىشود . از اين رو بسيارى از معتادان بر اثر منع شاه ، جان سپردند و جمعى نيز در معرض فنا بودند و همه از صدور اين فرمان در خشم بودند . اما شاه اعلام كرده بود هر كه بر خلاف منع ، لب به شكوه بگشايد يا اشارتى كند ، جانش به باد خواهد رفت .
هامش
( 1 ) . در سال 1030 ( ه . ق . ) شاه عباس نوشيدن جوشاندهء كوكنار را منع كرد . م .