تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
ناهار تمدد اعصاب مىفرمود و لله‌ها به خانه خود مىرفتند ، آقازاده و بنده به جلو پنجره اتاق آمده متفق الكلام بدين عبارت متذكر گشتيم : الله ، محمد ، على ، آقازاده چاقو به شكم خود فرو برد و بنده از بالاخانه به روى درخت نسترن پريده بناى فرياد گذاردم كه كمر و پايم شكست . آخوند متغير گشته مرا به زير انداخت و آقازاده كه چشمش به خون شكم افتاد از ترس غش كرد . نوكران گرد آمدند . صداها به گوش حضرت وزير در اندرون رسيد و بىمحابا به ديوانخانه « 1 » آمدند و حكيم‌باشى طلوزان را براى معالجه حاضر نمودند . شكم آقازاده را مرهم و كمر و پاهاى بنده را روغن‌مالى نمودند و پيچيدند . از آخوند و لله‌ها مؤاخذهء شديد گرديد و هر سه را عذر خواستند و آخوند ديگرى كه تبريزى بود بر ما گماردند . سالى به راحتى گذشت . آخوند و لله‌ها با ما مماشات مىنمودند . » « 2 » بر اساس آمار رسمى سال 1296 ( ه . ق . ) ، تهران 14 باب مكتبخانهء عمومى داشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . مقصود از ديوان‌خانه حياط بيرونى منزل و محل وزارتخانه بود . م . ( 2 ) . خاطرات ممتحن الدوله ، به كوشش حسينقلى خان شقاقى ، تهران : 1362 . ص 61 - 64 . ( 3 ) . آمار دار الخلافهء تهران ، ص 38 .