قدرى بودند كه يك نفر معلم را مشغول كنند .
اين معلم ماهى بيست و پنج قران مواجب مىگرفت . اكثر هم چون خانوادهاش در تهران نبود ، در مكتبخانه منزل داشت و براى او شام و ناهار از آشپزخانه مىدادند . يكنفر نوكر هم مواظب آوردن شام و ناهار براى آخوند و رفت و روب مكتبخانه بود . طاقچهء بالاى سر آخوند پر از كتابهاى پرحجم بزرگ بود . اين كتابها غير از يكى دو جلد مابقى از كتابهاى پدرم بود كه به آخوند داده بودند و در حقيقت وقف مكتبخانه بود . . . فرش مكتبخانه يكدست نمد با يك ميانفرش قالى و جاى جناب آخوند يك پتو كرمانى گلى چهارتاكرده افتاده و پشتى آخوند هم رختخواب خودش بود كه در چادر شب قمى پيچيده شده بود .
اين مكتبخانه زمستانها با يك منقل پر از زغال گرم مىشد و تابستانها به زيرزمين سمت جنوب حياط بزرگ بيرونى انتقال مىيافت . بعد از ظهرها هم كاسهء پر از يخ براى آب خوردن آخوند و بچهها مهيا بود . . . مشق خط نيز در اين مكتبخانه يكى از اصول تعليم و تربيت بشمار مىآمد . هرچند يك بار كه در مكتبخانه عدهاى پيدا مىشدند كه وقت تعليم گرفتن آنها از استاد خط رسيده بود ، خطاطى را خبر مىكردند كه هفتهاى دو روز مىآمد و مشق خط مىداد . . .
از اين مكتبخانهها در منزل اعيان همه جا داير بود . اگر كسى استطاعت فراهمكردن وسايل آن را نداشت ، با اجازه پدر خانوادهاى كه مكتبخانه داشتند ، پسر خود را با ماهى پنج قران يا منتها يك تومان به اين مكتب مىفرستاد .
در مدارس آخوندى هم بعضى آخوندها يكى دو تا شاگرد مىپذيرفتند و آنها هم همين مواد را درس مىدادند . در سر گذرها هم مكتبخانههايى بود كه با ماهى يكى دو قران ، بچه كاسبها به آنجا مىرفتند ، قرآن و فارسى ياد مىگرفتند . » « 1 »
روش مكتبخانه سالها ادامه داشت تا آنكه حاج ميرزا حسن رشديه ، پسر آخوند ملا مهدى تبريزى ، مدارس نوين را پايهگذارى كرد و نخستين مدرسه جديد به سال 1315 ( ه . ق ) در تهران و در زمان سلطنت مظفر الدين شاه تأسيس كرد .
شيطنتهاى شاگردان مكتب
شاگردان مكتبخانه معمولا به تنبيهاى سختى گرفتار مىآمدند . پس طبيعى بود كه گاه دست به تلافى زده و نقشههاى كودكانهاى طرح كنند . مهدى خان ممتحن الدوله دربارهء يكى از اين
هامش
( 1 ) . شرح زندگانى من ، ج 1 ، ص 218 - 221 ، نقل به اختصار .