تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

مكتب خانه

پيش از احداث مدارس به روش نوين ، كودكان و نوآموزان در مكانهايى به نام مكتب‌خانه خواندن و نوشتن را فرا مىگرفتند . ولى در بيشتر موارد چون روشى ستمگرانه و مستبدانه در آموزش به دانش‌آموز اعمال مىشد بيشتر محصلين از درس و مدرسه گريزان شده و بىسوادى را به چنان شكنجه‌هايى ترجيح مىدادند . نتيجه آنكه بىسوادى در سراسر ايران امرى بود رايج و عمومى . در واقع مكتب‌خانه‌ها و مكتب‌داران به جاى آنكه اطفال گريزپا را جمعه به مكتب آورند ، او را حتى در ديگر روزهاى هفته نيز از مكتب و درس گريزان مىكردند . مكتب‌خانه دكان يا اتاق بزرگى بود كه مكتب‌دارها يا ملاباجىهاى زن آن را اداره مىكردند . صورت ظاهر مكتب‌خانه عبارت بود از فرش ، حصير ، نمد و يا گليمى مندرس و ميز پاكوتاه و تشكچهء مكتبدار و چند تركه آلبالو و انار كه روى زمين و كنار ميز قرار داشت و چوب فلكى نيز در كنار اتاق ! چوب فلك چوبى بود به قطر دستهء بيل و به طول يك‌مترونيم كه در دو قطعه ميان آن با سى چهل سانت فاصله دو سوراخ ايجاد كرده بودند . طنابى به طول يك متر اين از سوراخهاى گذرانده سر آن را گره مىزدند . طرز كار بدينگونه بود كه مقصر را مىخواباندند و پاهايش را از طناب رد كرده و دو نفر نيز دوسوى چوب را گرفته و آن را محكم مىپيچاند تا پاها از طناب خارج نشود و يك نفر هم مأمور چوب زدن به كف پاها مىشد . كنار دست مكتب‌دار نيز هميشه دو تركه وجود داشت ، يكى كوتاه براى بچه‌هايى كه نزديك مكتب‌دار و پاى ميز مىآمدند و خوب در دسترس بودند ديگرى بلند براى كسانى كه اجازهء گريز به خود مىدادند و كنار مىكشيدند يا جايشان دور تر از مكتب‌دار بود . علاوه بر اين زير تشك مكتب‌دار هم ريگهايى بود براى لالهء گوش و مدادهايى براى لاى انگشتان دست ! بدتر از همه آنكه هرشاگرد مكتبى مكلف بود چنانچه در خانه‌اش درخت انار و