« حمام براى بسيارى از زنان مركز تجمع است تا در آنجا باهم به گفتگو و اختلاط بپردازند و تازهترين رويدادهاى شهر را با يكديگر در ميان بگذارند . آنها اغلب نصف روز را در آنجا به سر مىآورند . شربت مىخورند يا با ساز و آواز وقت را مىكشند . . .
حمامهاى عمومى در ساعات اوليهء صبح به زنان اختصاص دارد . ساعت شروع كار حمام در هر محلهء شهر با صداى بوق اعلام مىگردد . وروديهء حمامهاى عمومى چون از محل عوايد موقوفات نگهدارى مىشوند ، خيلى ناچيز است . به دليل جنبهء مذهبىاى كه ايرانيان براى حمام قائلند ، استفاده غيرمسلمانان از آنها ممنوع است ، حتى متعصبين ورود يك خارج از مذهب را به حمام به رغبت اجازه نمىدهند . برعكس ايران ، در تركيه ( عثمانى ) استفاده از حمام براى همه و حتى مسيحيان آزاد است .
به هر تقدير حمام ايرانى بدن را به بهترين وجه تميز مىكند ، از اين گذشته در خستگى ناشى از زحمت زياد و همچنين در مداواى دردهاى مفصلى و روماتيسمى كمك مؤثرى است . . . » « 1 »
بوق حمام
بوق حمام شاخ بلند و ضخيمى بود از جنس شاخ گوزن يا جلد حلزون دريايى يا صدف خالى شده كه يكى از كارگران حمام آن را به لب مىگذاشت و محكم در آن مىدميد و به اين ترتيب صداى دو دو رود و . . . . . ى ناهنجارى از آن برمىآورد . « 2 » بوق حمام را هر سحرگاه به صدا در مىآوردند تا به اين وسيله باز شدن در حمام را به اطلاع مردم برسانند . بوقهاى حمام در دو نوبت به صدا درمىآمد . يك نوبت براى اعلام باز شدن حمام و نوبت ديگر براى اينكه به مردم اطلاع داده شود كه حمام مردانه به زنانه تبديل شده است يا به اصطلاح نوبت حمام زنانه است . « 3 »
« در باب بوق حمام قصهها و داستانهاى جالبى نقل مىكنند ، ازجمله اينكه وقتى كنت دومونتفرت از طرف ناصر الدين شاه به رياست نظميهء تهران برگزيده شد براى برقرارى نظم و ترتيب و امنيت دار الخلافه حكومت نظامى ناگزير مقررات سختى وضع و اجرا مىكرد كه از آن جمله اعلام حكومت نظامى بود . به موجب حكومت نظامى مقرر شده بود كه پايتختنشينان حق ندارند از ساعت دوازده شب تا پنج صبح از خانههاى خود خارج شوند تا
هامش
( 1 ) . همانجا
( 2 ) . تهران قديم ، جعفر شهرى ، چاپ اميركبير ، ص 264 .
( 3 ) - 1 - دارالخلافهء تهران ، ص 149 .