كه از خان اصلى در كف حمام منشعب مىشد . در نتيجه كف حمام هميشه گرم بود . خانها را وسيع مىساختند تا بتوان خاكسترهاى جمع شده در آن را كه از دودگاه و پهن فراهم مىآمد به راحتى تخليه كرد .
حوض وسط
وسط بعضى حمامها حوض كوچكى جهت رفع احتياج مشتريانى كه كارگر نمىگرفتند و مىخواستند خود ، كار خود را بكنند قرار داشت . دو طرف خزينهء آبگرم نيز دو حوضچهء وصل به خزينه با دو سكو قرار داشت كه مشتريان براى صابونزدن بر آن مىنشستند . . .
بام حمام
بام حمام كه همكف اطراف آن بود مجموعهاى بود از يك سرى نيم گنبديها كه شيشههاى گرد نعلبكى مانند داشت . كف اين گنبد با كاهگل هموار و آبروها از آن رد شده بود ، كه آب باران از « كونالههايش » ( جوى مانند ميان گودى دو طاق ) بگذرد . كنار گنبد اتاقكهايى براى سكونت تونتاب و كارگران بى جا و مكان حمام ساخته شده بود . محلى نيز پازدن و خشككردن سوخت زمستان بود كه معمولا برجمانند در گوشهاى روى هم انبار شده و دور آن براى حفاظت از باد و باران با پهن خيسانده و كاهگل مانند كاهگل مالى مىشد . . . .
حمامهاى خصوصى نيز با همين اسلوب ساخته مىشدند ظاهرسازى و تزئين بهتر مىداشتند و هزارهها و حوضهاى مرمر و نقاشيها زيادى با سليقهء بهتر در ساختمان اين حمامها به كار مىرفت . » « 1 »
يادداشتهاى دكتر پولاك دربارهء حمامهاى قديم
حمام با زندگى دينى ايرانيان در ارتباط نزديك است . زيرا هم بر اثر مقاربت ، عادت ماهانه ، زاييدن و اصولا هر نوع بيمارى و هم بهسبب تماس با چيزهايى كه ناپاك قلمداد شده است مانند خون ، چرك ، مردار ، سگ و غيره منطبق با قواعد دينى بدن نجس مىشود و در تمام اين موارد نجاست را بايد با رفتن به حمام بر طرف ساخت . اما باز صرفنظر از تمام اين مقررات دينى حمام براى فردى شرقى نيازى است غير قابلاجتناب ، بدون حمام تصور آسايش را
هامش
( 1 ) . تاريخ اجتماعى تهران در قرن سيزدهم ، ج 3 ، ص 1 - 8 نقل به اختصار .