سفيد شده و آن معمولا نقاشى شده بود جلو دهانهء ورودى به گرمخانه قفسهاى قرار داشت كه لنگهاى نو را در آنجا مىدادند . قفسهء ديگرى نيز مخصوص لباس مشتريان بود كه جالباسىشان لنگى بود كه ملبوس خود را در آن پيچيده كنار صفه مىگذاشتند . لنگهاى نو خوشنقش و نگارى كه به جاى فرش روى حصيرهاى « برنجى » مىانداختند . اين حصيرها ، حصيرهايى بود كه از ساقهء برنج بافته دور گونيهاى برنج پيچيده مىشد . حصيرى بود نرم و لطيف خاصه در جاهاى رطوبتى در سرتاسر صفه مىگشودند تختى كه استاد حمامى بر آن مىنشست معمولا سه وجب ارتفاع داشت . . . . راهرو ميان سربينه و گرمخانه همكف صحن سربينه ساخته مىشد .
در اينجا حوض كوچكى به ديوار بود كه لنگهاى كثيف را در آن مىشستند و طرف ديگرش چند دهانه مستراح با درى كوتاه قرار داشت . درى كه اين محوطه را از گرمخانه جدا مىكرد .
گرمخانه
گرمخانه فضايى بود هماندازهء سربينه با محوطهاى در وسط و فضايى در اطراف و ساختمانى شبيه سربينه كه چهارستون پايهء سقفهاى آن در گرمخانه بود . يك خزينه آب گرم و يك خزينه چسبيده به آن ، آب ولرم قرار داشت كه در نتيجهء مجاورت آب گرم و تنبوشهاى كه دو خزينه را به هم وصل مىكرد گرم مىشد . چالهء حوض - استخر سرپوشيده - نيز در گرمخانه بود . اين استخر براى شنا و آببازى ساخته شده بود و در واقع استخر مانندى عرض و طول 10 * 4 و گاه اندكى كم و زيادتر و عمق سه چهار متر كه از كم به زياد مىرسيد . آخرين قسمت گرمخانه واجبىخانه بود كه در آن زدايش موى بدن انجام مىگرفت .
خزينه
خزينهها با سه چهار پله از سطح زمين بالاتر معلوم مىشدند و چالهء حوض با يكى دو پله زير خزينهء آبگرم ، كورهاى قرار داشت كه با چوب و كاه و پهن روشن شد و به ديگ حرارت مىرساند دود اين كوره از مجرايى به نام خان ، از زير كف حمام مىگذشت و از دودكش بام خارج مىشد .
خان
خان عبارت از زهكشيهاى متعدد و يا تونلهايى به اندازهء نيم قد آدمى و پهناى سه چهار وجب بود