آب گرم قرار داشت و تونتاب جلوى آن مىنشست و مشت پهن و پشكل و كاهتر در آن مىريخت و گاهى با چوب آتشها را به هم مىزد و آن را شعلهور مىكرد پس از خاتمهء كار براى آنكه حرارت همچنان باقى بماند در كوره را گل مىگرفت . همچنين تون هم عبارت از سينى مانندى از مس كلفت بود كه به جاى ديگ كف خزينه كار گذاشته مىشد . در ساختمان حمام نكات ظريفى جهت رعايت سلامت مراجعين در نظر گرفته مىشد . ازجمله اينكه راهرو ورودى معمولا دراز بود و پاگردها پلههاى زيادى داشتند تا مشترى ناگهان از هواى گرم يا سرد و وارد هواى مخالف نشود .
ديگر اينكه معمولا سربينه و راهرو ميان آن و گرمخانه را كمى گرمتر نگاه مىداشتند و گرمخانه كه خود حمام بود را به كمال گرم مىكردند و به همين ترتيب در هنگام خارجشدن از گرمخانه ورود به راهرو ميان گرمخانه و سربينه و سپس داخل سربينه و راهرو تا فضاى بيرون هوا معتدلتر مىشد .
ورودى حمام عبارت بود از در كوچك معمولى چوب تختهاى شبيه در حياط با چفت و ديزه و گل ميخهاى درشت و سردر معمولا نقاشى شده از تصاوير صحنههاى نبرد پهلوانان باستانى مانند جنگ رستم و سهراب و رستم و اشكبوس و رستم و اسفنديار در اين معنى كه حمام استحمامكننده را نيرومند مىسازد .
بعد از در شش پلهء سنگى يا آجرى قرار داشت . . . . . و بعد از آن پاگردى جهت تنفس و رفع خستگى و اينكه پلهها زياد به نظر نيايد . در اينجا چند پلهء ديگر قرار داشت و در ورودى يكلته و پشت آن يك پاگرد ديگر بود كه با صحن سربينه و صفهها و خود سربينه بود .
سربينه
سربينه به نسبت بزرگ و كوچكى حمام فضايى بود سرپوشيده در صد تا دويست ذرع مربع شامل حياط مانندى با سه چهار وجب پايينتر از صفه در وسط با حوض دوپاشويهء شكيل و پاگردى در اطراف و همكف پاگرد ورودى صفه كه غلامگردش نام داشت و در اطراف به عرض سه چهار متر ميرسيد ، كه مشتريان لباس كنده ، لباس پوشيده و استراحت مىكردند . غلامگردش مشتمل بود بر چهار ستون سنگى يك تكه و طاق گنبدىاى در وسط و نيمطاقهايى در اطراف و درى براى خلوت و رختكن كارگران و درى براى « سرچاقكنى » - آبدارخانه - و راهى كه راهرو و كنار حوض را وصل به گرمخانه مىنمود . سقف و بدنهء آن با « آهك صابونى » - آهك سفيد اعلا -