تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
روانشاد روح الله خالقى نيز در شرح حال خود آنجا كه از رفتن به شميران سخن مىگويد : به اين استخر اشاره كرده است : « بعضى از خانمها كه از الاغ سوارى مىترسيدند ، دهانهء الاغشان را خركچىها مىگرفتند و به اين ترتيب لااقل يك ساعت طول مىكشيد تا به استخر قصر مىرسيديم . همانجايى كه حالا ايستگاه فرستنده است . . . در قصر قهوه‌خانهء خوبى بود كه استخر بزرگى داشت . در آنجا چاى مىخورديم و رفع خستگى مىكرديم ، بعد دوباره راه مىافتاديم تا به قلهك مىرسيديم . « 1 »

وباى تهران در مرآة البلدان

در مرآة البلدان بارها به وباى دورهء قاجاريه كه هر چند سال يك بار در شهرهاى مختلف ايران از جمله تهران شيوع پيدا مىكرد اشاره شده است : « در سال هزار و صد و نود و هفت هجرى در زمان سلطنت آقا محمد خان قاجار و با در تهران بروز كرده غفور خان و جمعى كثير ديگرى درگذشتند . و چون اين مرض از شهر به اردو سرايت كرد ، حضرت آقا محمد شاه از هواى تهران متنفر و از خارج شهر كوچ كرده چشمه على دامغان را محل خيام با احتشام فرمودند . در آن سال و با و طاعون خلقى از اهل رى و تهران را بكشت . » « 2 » در سال هزار و دويست و چهل و چهار ( ه . ق ) و در زمان سلطنت فتحعليشاه قاجار و با در تهران شيوع پيدا مىكند . « 3 » همچنين دو سال بعد يعنى در سال هزار و دويست و چهل و شش ، باز هم در تهران و با بروز پيدا كرده و عده‌اى را مىكشد . ازجمله ميرزا محمد زكى ، مستوفى نورى و محمد حسن خان نسقچىباشى قاجار به مرض و با درگذشتند . « 4 » پنج سال بعد يعنى در سال 1251 و در زمان محمد شاه قاجار ، دوباره و با در تهران شايع مىشود . پيش از آن عده‌اى از شاهزادگان قاجار را كه هر كدام پس از فوت فتحعليشاه ادعاى سلطنت داشتند محبوس كرده و در تهران نگهدارى مىكردند . در مرآة البلدان مىخوانيم : « در يك منزلى تهران ، شجاع السلطنه را به امر قائم‌مقام كور كرده به برج نوش بردند و فرمانفرما را به شهر آورده در عمارت خورشيد ( واقع در ارك سلطنتى ) جاى دادند . بعد از دو
هامش
( 1 ) . سرگذشت موسيقى ايران ، روح الله خالقى ، ج 1 ، ص 93 ، صفى عليشاه ، 1353 . ( 2 ) . مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 846 - 847 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 892 . ( 4 ) . همان ، ص 894 .
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 377 | حسين شهيدى مازندرانى