كمال قوت قلب توكل به خدا نموده وارد خانه شدم . « 1 »
از 20 محرم تا 20 صفر 1310 ( ه . ق ) سى روز تمام بر من طورى سخت گذشت كه در پنجاه سال عمر خود نديده بودم . شكر مىكنم كه از ميان جمعيت حسنآباد كسى مبتلا نشد . از شهر و اطراف شهر مىگويند بيست و سه هزار نفر مبتلا شدند كه البته تعداد زيادى از آنها معالجه شدند . « 2 »
چهارشنبه ، 22 صفر 1310 قمرى - به حمد الله ناخوشى و با هم تخفيف كلى پيدا كرده ، بلكه مىتوان گفت به كلى تمام شده . . . « 3 »
در سال 1311 ( ه . ق ) يكبار ديگر و با در تهران شيوع پيدا كرد . اما اين بار به شدت سال 1310 نبود .
اعتماد السلطنه در روزنامهء خاطرات خود دربارهء وباى اين سال مىنويسد :
پنجشنبه ، غرهء ربيع الثانى ، سنهء 1311 ، - و با در تهران شدت كرده است و از چهار و پنج نفر به روزى بيست و پنج الى سى نفر رسيده ، وحشت غريبى به مردم مستولى شده است . با اينكه وباى پارسال بلاى عام بود مردم اينقدر وحشت نداشتند . على الخصوص خود من كه نه خواب دارم و نه خوراك و دائم در تزلزلم . . . « 4 »
دوشنبه ، 5 ربيع الثانى سنه 1311 قمرى - امروز هم رفتم به خانه و بعد از ناهار مراجعت كردم . سه ساعت به غروب مانده به شهر آمدم هنوز در همان باغچه منزل دارم و سيد على و سايرين متصل خبر مىآورند كه چه كسى مرد و چه كسى ناخوش است . . . مثلا در خانهء شير على دو نفر از و با مردهاند . « 5 »
سهشنبه ، 6 ربيع الثانى 1311 ( ه . ق ) - من به نظاميه ، خانهء نظام الملك رفتم . او مىگفت كه عدد موتهاى وبايى به چهارده و پانزده رسيد . و سرانجام تخفيف حاصل شده است . . . از كارهايى كه امسال در تهران مىشود كه بيشتر مردم بيچاره را به وحشت مىاندازد ، اين است كه شخص ناخوش را آورده در وسط كوچه مىخوابانند و دو سه نفر دورش جمع مىشوند و به سايرين مىگويند كه اين و با گرفته است و پول دوا و غذا ندارد و به اين ترتيب مبلغى پول جمع
هامش
( 1 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 828 - 829 نقل به اختصار .
( 2 ) . همان ، ص 829 .
( 3 ) . همان ، ص 829 .
( 4 ) . همان ، ص 909 .
( 5 ) . همان ، ص 909 .