غير از دوزن زنان اندرون كه شفا يافتند و يك نفر از قراولان عمارت كه در 27 محرم مرد كسان ديگرى كه مريض شدند همه از عملهجات آشپزخانه و اصطبل بودند .
من شبهه ندارم كه علت سرايت و با به اندرون غذاهايى بوده است كه از آشپزخانه به آنجا برده بودند . زيرا كه چند روز پيشتر از آن يك نفر مبتلا به و با در يكى از چادرهاى آشپزخانه مرده بود .
عقيدهء من اين بود كه اگر فورا مريضهاى اولى را از ديگران جدا كنند سرايت مرض محدود خواهد شد و اگر در معالجهء فورى مرض تعللى نشود عدد اموات كمتر مىگردد ، به همين شكل هم عمل كرديم ولى كاملا موفق نشديم . . . و با در همه جا در حال برافتادن است ، ولى در تهران از روز 27 محرم تا غرهء صفر روزى نزديك به 800 نفر را كشته و اين مقدار تلفات با در نظر داشتن اينكه جمعيت تهران در تابستان نصف مىشود ، بسيار زياد است . اين تلفات هم بيشتر به فقرا كه وسيلهء فرار نداشتند و به علت تنگدستى بيشتر در معرض حمله قرار مىگرفتند ، وارد شده است .
تمام مطلعين مىدانند كه وسيله عمدهء سرايت مرض جوهاى آب است كه در هر چند قدم به چند قدم سر آنها را باز مىگذارند و از محلهاى به محلهء ديگر مىرود و خانه به خانه را مشروب مىسازد . شاهد اين قضيه اينكه در همين اواخر يك نفر مقدارى از لباسهاى مسافرى را كه در بين راه مرده بود با خود همراه داشت و چون به تهران رسيد ، اين لباسها را در آب روان شست و طولى نكشيد كه و با در خانههاى مجاور آن جوى و حتى بعضى نقاط دور تر بروز كرد .
همين طرز تقسيم آب خود به تنهايى كافى است كه مرض را از نقطهاى به نقطهء مجاور منتقل سازد و در فواصل دور تر كانونهاى تازهاى براى سرايت مرض ايجاد كند . بخصوص كه عدهاى را عادت بر اين جارى است كه اجساد مردگان خود را در كنار نهرها و حوضها بشويند و به اين شكل آب پاك را آلوده كنند ! »
23 اكتبر برابر غره ربيع الثانى 1310
« در اين چند روز اخير هيچگونه مريض وبايى نه دراطراف ما و نه در داخل شهر ديده نشد . بنابراين اميد مىرود كه ديگر قلع ماده شده باشد .
بعد از پنج ماه دورى از تهران و چند روز اقامت در سرخه حصار كه شاه در آنجا به شكار اشتغال داشت به پايتخت برگشتيم . تهران به وضع عادى برگشته و بازار كما فى السابق به داد و ستد مشغول شده است . اما از تاريخى كه ما از اين شهر بيرون رفتهايم تا امروز خدا مىداند كه
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٣٧٣