كه ممكن است ، آبهاى مشروب را نيالاند و در چاهها مرتبا آهك بريزند . ولى مردم به اقدامات ما توجه نداشتند و مىگفتند كه مرض از طرف خدا مىآيد ، اگر خداوند خواست ما خواهيم مرد و گرنه زنده خواهيم ماند .
ديگر يادآوريهايى كه ما مىكرديم اين بود كه مردم مطلقا سبزى خام نخورند و از خوردن ميوه تا آنجا كه ممكن است خوددارى نمايند و در صورتى كه ميل به خوردن ميوه دارند آنها را با شكر بجوشانند ، ليكن اين حرفها در گوش كسى اثر نمىكرد .
به زودى چند تن از اطرافيان ما نيز از بيمارى و با مردند من هم كه وضع را چنين ديدم براى فرار از اين مرض تهران را ترك كردم زيرا بيمناك بودم كه تمام خانوادهء من فوت نمايند . لذا مصمم شدم كه علاوه بر فرار از تهران ، خانوادهء خود را از راه روسيه به فرانسه بفرستم .
ما اواسط تابستان تهران را ترك كرده و به طرف تبريز رهسپار شديم ولى شيوع بيمارى به قدرى بود كه تمام آباديهاى وسط راه را خالى از سكنه كرده بود . اصول قرنطينه كه حتى در اعصار قديمه هم معمول بوده در اين كشور معمول نيست و به همين جهت يك بيمارى مسرى به سرعت برق در تمام كشور منتشر مىگردد و فقط فرا رسيدن فصل زمستان و يا اعجاز خدايى آن را قطع مىنمايد . « 1 »
دكتر فووريه ، پزشك مخصوص ناصر الدين شاه ، نيز در خاطرات خود از وباى سال 1310 ( ه ق ) ياد كرده مىنويسد : « 9 اوت 1892 برابر با 15 محرم . . . امروز از تهران نامهاى رسيد كه تاريخ 13 محرم را داشت مشتمل بر اينكه و با از شش روز پيش در تهران ظاهر شده و بسيار سخت نيز هست و اجازه خواسته بودند كه فورا بقيهء زنان حرم را به صاحبقرانيه بفرستند . » « 2 »
در اينجا بايد يادآور شد كه در آنهنگام ناصر الدين شاه و همراهانش چندى بود كه در نزديكى ساوه سكونت داشتند .
دكتر فووريه در تاريخ 14 اوت برابر با 21 محرم سال 1310 ( ه . ق ) مىنويسد : « با وجود اخبارى كه مدام به ما مىرسيد و مىرساند كه و با حتى به شميرانات و ييلاقات مجاور تهران نيز سرايت كرده ، باز ما به پايتخت نزديكتر مىشديم . بهطورى كه اردوى خود را به قاسمآباد در دو فرسخى تهران منتقل ساختيم . . . واقعا معجزه است كه تاكنون ناخوشى در ميان ما راه نيافته . زيرا سوار است كه لاينقطع از تهران مىرسد و بدتر از آن فوج گدايان كه از تمام آباديها به طرف ما
هامش
( 1 ) . سه سال در ايران ، كنت دوگوبينو ، ص 93 - 94 ، با اندك اختصار .
( 2 ) . سهسال در دربار ايران ، دكتر فووريه ، ص 393 .