تهران كردند و اين كار هم بيشتر براى اين بود كه ناصر الدين شاه مىخواست جواهرات و نقدينهاى كه خود و پدرش در ماموريتها بدست آورده بودند را از او بگيرد .
مىگويند روزى كه قرار بود قوام الدوله وارد تهران شود « رحيم كنكن » ، نايب فراشخانه از طرف شاه مأمور شد كه يك كلاه نمدى و يك قباى كرباسى رنگرفتهء و ده زير جامه مندرس و يك جفت گيوهء تخت كلفت فرسوده بر سر و تن و پاى او كرده و به يابوى پالانى سوارش نموده با اين وضع و هيئت منكر او را به شهر درآورد و تا دربار فراشان غضب او را مشايعت كنند و ساير سركردگان را با [ چارقد ] قالبى سوار الاغ كرده در شهر تهران گردانيدند و بعد از آنان جريمه نقدى هنگفتى براى شاه گرفتند .
از دست رفتن مرو ، وطن ابو مسلم خراسانى و يكى از چهار شهر مهم خراسان و كشته شدن سى چهل هزار نفر سرباز ايرانى بالاخره ختم شد به ساختن چند شعر در مذمت قوامالدوله . . . و گرفتن شاه مبلغ زيادى نقدينه و جواهرات از وى پس از دادن تقديميهاى لازم به ناصر الدين شاه ، قوام الدوله بواسطه مساعى ميرزا يوسف مستوفى الممالك از مرگ نجات يافت . . . و وثوق الدوله نوه همين قوام الدوله است كه قرارداد 1919 را با گرفتن مبلغى بسيار جزيى براى خود و دو نفر از وزراء كابينهاش يعنى فيروز ميرزا نصرة الدوله و اكبر ميرزا صارم الدوله با انگليسها بست و ايران را به تحت الحمايگى انگلستان درآورد « 1 » كه داستان آن دراز است و جاى آن در اينجا نيست .
در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه قوام الدوله مردى بوده پشت همانداز خوشبيان خوشتحرير و خوشخط و در امورى هم كه مربوط به كارهاى خودش بوده با كفايت و بصير بود اما واجد بودن تمام اين چيزها چه ارتباطى به فرماندهى كل قوا دارد . فرماندهى سپاه چيز ديگرى است كه قوام الدوله از آن جزيى اطلاع هم نداشته است . « 2 »
بارى باز مىگرديم به خانهء قوام الدوله يا خانهء وثوق الدوله . شيوا ضيغم دربارهء اين خانه مىنويسد :
« همانگونه كه گفته شد اين بنا در آغاز براى قوام الدوله ساخته شد و بعدها به گفتهاى به حكم ارث و روايت ديگر توسط خودش [ وثوق الدوله ] خريدارى شد . . . تا قبل از خريدارى خانه با توجه به نقشهء ساختمان مشخص است كه معمارى خانه مانند ديگر بناهاى قاجاريه
هامش
( 1 ) - شرح حال رجال ايران ، ج 3 ، ص 270 - 269
( 2 ) - همان ، ص 271