تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
پيدا نمىكند . « 1 » سيده ملكه خاتون ديلمى در اين گفتار سيده شيرين دختر اصفهبد رستم ابن شروين زن فخر الدوله و مادر مجد الدوله است كه در رى ديه سيدآباد و قصر سيدآباد را بساخت . ياقوت حموى در معجم البلدان در اين باب قولى دارد كه ترجمه‌اش چنين است « سيدآباد كوشكى است در رى و ديلمى است از ديه‌هاى آن و هر دو را سيده شيرين دختر اصفهبد رستم ، مادر مجد الدوله بن فخر الدوله بن بويه به وجود آورد كوشك را به سال سيصد و نود و چهار احداث كرد « 2 »

پاسخ مردافكن سيده خاتون

و اما حكايت پاسخ سيده ملك خاتون به سلطان محمود غزنوى در قابوسنامه چنين آمده است : زنى به رى پادشاه بود و او را سيده گفتندى زنى ملك‌زاده و عفيفه و زاهده بود و دختر عم زادهء مادرم بود ( منظور مادر امير عنصر المعالى كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زياد ) و زن فخر الدوله بود چون فخر الدوله فرمان يافت او را پسرى بود مجد الدوله لقب گفتندى و نام پادشاهى بر وى افكندند و سيده خود پادشاهى همى راند سى و يك سال چون اين مجد الدوله بزرگ شد ناخلف بود پادشاهى را نشايست ، همان نام ملك بر وى همى بود ولى در خانه نشسته با كنيزكان خلوت همى كرد و مادرش به رى و اصفهان و قهستان سى و اند سال پادشاهى همى راند . مقصود از اين آنست كه چون جد تو سلطان محمود بن سبكتكين بوى رسول فرستاد و گفت : بايد كه خطبه و سكه بنام من كنى و خراج بپذيرى و اگر نه من بيايم و رى بستانم وى را خراب كنم و تهديد بسيار بگفت چون رسول بيامد و نامه بداد گفت بگوى سلطان محمود را كه تا شوى من زنده بود مرا انديشه آن بود كه ترا مگر اين راه بود و قصد رى كنى چون وى فرمان يافت و شغل به من افتاد مرا اين انديشه از دل برخاست . گفتم سلطان محمود پادشاهى عاقل است داند كه چون او پادشاهى را بجنگ چون من زنى نبايد آمد اكنون اگر بيايى خداى آگاهست كه من نخواهم گريخت و جنگ را ايستاده‌ام از آنچه از دو بيرون نباشد از دو لشگريكى شكسته مشود اگر من ترا بشكنم به همه عالم نامه نويسم كه سلطان محمود را بشكستم كه صد پادشاه را شكسته بود مرا هم فتح نامه بود و رسد و هم شعر فتح و اگر تو مرا بشكنى چه
هامش
( 1 ) - آثار تاريخى طهران ، ص 241 - 240 ( 2 ) - تهران در گذشته و حال ، ص 423 - 424