برگردانيده و به باغ و مسجد خود آورده است نام قديمى اين قنات نيز فراموش شده است .
اين هشت رشته قنات از پنج تا دوازده كيلومتر بالاى زمينهاى زراعتى دولاب آفتابى مىشدند .
حتى يكى از اين قناتها تا چندى قبل زير ضرابخانه آفتابى مىشده و به تازگى مجراى آن را از زير كنده و كنار جاده دوشانتپه بيرون آوردهاند . علت اينكه اين قناتها تا اين اندازه خارج زمينهاى زراعتى آفتابى مىشدهاند معلوم نشد . شايد وسعت و دامنه زمينهاى زراعتى شمال دولاب يا سستى خاك جلگه شمالى دو علت اصلى آن باشد .
غرض اينكه آبهاى اين قناتها كه از مسافت دورى روى خاك رس مىآمده ، ذرات خاك را با خود مىآوردهاند و قطعا آب آنها گلآلود مىشده و همين گلآلود بودن آب قناتها نيز قرينهء ديگرى براى ناميدن اين محل به دولاب شده است .
در دولاب از چاههاى آب براى كشت خبرى نيست و آثارى از گذشتهء دور نيز در اين نقطه ديده نمىشود . فقط در هشت يا نه خانهء اين آبادى چاه آب حفر شده كه آب آنها هم كم است و تنها به مصرف آشاميدن مىرسد و اين چاهها هم قديمى نيستند و شايد بعد از اينكه آبهاى قناتهاى دولاب براى آبيارى محلهاى ديگر رفته اهالى دولاب براى آب آشاميدنى مجبور به كندن چاه شده باشند .
گذشته از دولاب تهران كلمهء دولاب به يكى از بخشهاى تالش نيز اطلاق مىشود ، ازجمله تالش دولاب . غير از بخش تالش دولاب ، چهار بخش ديگر تمام كوهستانى هستند و چون آبهاى اين نواحى در كوهستان جريان دارد صاف و روشن مىباشد ولى بخش تالش دولاب در جلگه واقع است و رودخانههاى اين محل در جلگه جريان دارند همه گلآلود هستند و به همين علت اين ناحيه به دولاب تالش مشهور شده است .
در بين اسامى مزارع شهرك طالقان نيز به كلمه تولاب برمىخوريم و مىبينيم كه به علت رسى بودن خاك و گلآلود شدن رودخانه اين منطقه بدين نام خوانده شده است و تلفظ اصلى اين كلمه در اينجا سالم و صحيح مانده است . با ذكر اين دلايل ديگر ترديدى نماند كه كلمهء دولاب به معنى سرزمينى است كه آبهاى آن گلآلود و تيره باشد و بنابراين نمىتواند مركب از دول به معنى دلو و آب باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - دولاب ، نگارش منوچهر ستوده ، در نشريهء شماره 4 مجموعه انجمن ايرانشناسى - شماره 1 - تاريخ انتشار مهرگان 2558 مادى برابر 1325 خورشيدى ، ص 111 - 107 نقل به اختصار