. . . در اين مختصر نگارنده مىخواهد وجه تسميه دولاب را كه در نتيجه دقت و بررسى معنى لغوى آن را دريافته است بيان كند جز دوم اين كلمه قطعا « آب » است و در آن ترديدى نداريم بحث ما در جز اول كلمه يعنى « دول » است .
اين كلمه بدون شك در اصل « تول » بوده و بواسطه قرابت مخرج « دال » به « تا » بدل شده است و نظير آن در لغات زياد است مثلا « تيرك » چوبى كه براى پهن كردن چانه خمير رشته به كار مىرود « ديرك » تلفظ مىشود .
لفظ « تول » در گيلان و كوهستان ديلمان و دره الموت و طالقان و دهات برغان و لواسان و دماوند و سرخه ( از ديهاى سمنان ) در بيشتر دهات شميران و آباديهاى حضرت عبد العظيم ( رى قديم ) بمعنى گلآلود و تيره است و در سراسر اين نقاط نيز با لفظ « آب » تركيب شده است و « تول او » بمعنى « آب گلآلود » بين اهالى ديهاى نامبرده مصطلح است . . . متاسفانه اين لفظ در ده دولات بواسطه نزديكى به تهران و از دست رفتن لهجه محلى فعلا فراموش شده است . . . بنابر اين توضيح « دولاب » درست همان « تول او » است كه بمعنى آب گلآلود است . آقاى دكتر منوچهر ستوده در حاشيهء اين جمله يادآور شدهاند كه : دولاب - چرخ آب - و دولابى - جاليز و باغى كه با دولاب آبيارى مىكنند - با كلمهء دولاب مورد بحث ما از يك ريشه نيستند .
گذشته از اين با آشنايى به وضع طبيعى دولاب به درك نام اين محل نزديكتر مىشويم .
دولاب در دامنه كوههاى توچال و رشتهكوه سهپايه واقع است .
آبهايى كه در قديم دولاب را مشروب مىكرده و امروز نيز مشروب مىكند سيلاب دره شاه آباد ( دارآباد ) و آب بهارهء دره پس قلعه است . دره شاه آباد از مغرب آبادى شروع شده و پس از گذشتن از « شيان » و « لويزان » و « مباركآباد » و « شمسآباد » به جلگه شمال دولاب ختم مىشود . رودخانه پس قلعه هم از قله توچال سرچشمه گرفته پس از گذشتن از پس قلعه دربند تجريش و قلهك جاده شميران را قطع كرده و مستقيما به آبادى دولاب مىآيد . اين دو رودخانه به علت عبور از زمينهاى رستى گلآلود بوده و اكنون نيز هستند گلآلود بودن آب اين دو رودخانه منشاء وجه تسميه اين آبادى به دولاب شده است .
آب اين دو رودخانه براى زمينهاى زراعتى دولاب كافى نيست . به همين سبب از قديم قناتهايى نيز براى اين آبادى احداث شدهاند : قنات عين الحيات ، قنات كريمخانى ، قنات سردار ، قنات على حمامى ، قنات دوشانتپه كه ناصر الدين شاه آب آن را براى مشروب كردن باغ دوشانتپه برگردانده بود و نام قديم آن معلوم نيست و سرانجام قنات سپهسالار كه مرحوم سپهسالار مجراى آن را
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٣٢٣