تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
مىدانند كه در روزگار پيشين آباديهايى را كه با دلو از چاهها مشروب مىكرده‌اند بدين نام مىخواندند چنان كه در حدود العالم در توصيف شهر « بزده » « 1 » از شهرهاى ماوراء النهر در كيفيت آب آنجا ذكر گرديده است . « بزده شهركى است كم مردم و بسيار كشت و برز و ايشان را يكى خشك رودست كى ( كه ) اندروى بعضى از سال آن رود و بيشتر آبشان از چاهها و دولابهاست » « 2 » بدين استدلال تلفظ درست كلمه به فتح حرف نخستين است چنان كه ياقوت حموى نيز در معجم البلدان بدين مهم اشارت كرده كه ترجمه سخنش چنين است : دولاب به فتح اول كلمه و باء در آخر است و بيشتر حديث‌دانان به ضم اولى روايت كنند و به فتح نيز گفته‌اند و آن در چند موضع است و از آن جمله است : . . . دولاب از ديه‌هاى رى و قاسم رازى از پيشينيان مشايخ رى به آنجا منسوب است كه به مكه درآمد و همان جا درگذشت . « 3 » مشترك ياقوت حموى نيز از چهارجايگاه با نام دولاب ياد كرده است : « 1 - دولاب مبارك در سوى شرقى بغداد است . 2 - دهكده‌اى است در رى . 3 - دولاب خازن در مرو . 4 - و دهكده‌اى به فاصله چهار فرسنگ از اهواز » « 4 » نام دولاب در منابع كهن فراوان به چشم مىخورد چنان كه در احوال محمد بن صباح دولابى متوفى در سال 227 ( ه . ق ) و محمد اسماعيل بن دولابى متوفى 275 ( ه . ق ) و محمد بن حماد دولابى وراق رازى متوفى به سال 310 يا 320 هجرى نوشته شده است ازجمله اين كتابها انساب سمعانى ، تذكر الحفاظ ، العبر و . . . مىباشد « 5 » در تاريخ طبرستان ابن اسفنديار و تاريخ رويان اولياء الله و تاريخ طبرستان مرعشى در ذكر داستان منوچهر پيشدادى با افراسياب آمده است كه افراسياب در محل دولاب تهران لشكرگاه ساخت « 6 » آقاى دكتر منوچهر ستوده در گفتارى زير عنوان دولاب معنى دولاب را آب گل‌آلود مىداند :
هامش
( 1 ) .Bazdah( 2 ) - تهران در گذشته و حال ، ص 421 و حدود العالم ، تصحيح مينورسكى ، ص 333 . ( 3 ) - معجم البلدان ، ياقوت حموى ، چاپ بيروت ، ص 485 جلد 2 . ( 4 ) - برگزيدهء مشترك حموى ، ترجمهء محمد پروين گنابادى ، ص 88 ، چاپ ابن‌سينا 1347 . ( 5 ) - تهران در گذشته و حال ، ص 422 ( 6 ) - تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ، ج 1 ، ص 61 . تاريخ رويان اولياء الله ، ص 18 . تاريخ طبرستان و رويان مرعشى ، ص صد و هشت .