تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
ناظم الاسلام كرمانى نيز در تاريخ بيدارى ايرانيان مىنويسد : « روز يكشنبه 29 جمادى الاخرى 1327 ( ه . ق . ) : امروز جناب عضد الملك و شاهزاده موثق الدوله ، شاهزاده ناظر سابق و رئيس دربار از طرف ملت رفتند به زرگنده در سفارت‌خانه روس كه وليعهد احمد ميرزا را از پدرش محمد على ميرزا گرفته ببرند به سلطنت‌آباد . محمد على ميرزا از دادن پسر امتناع كرده گفت : من به اين فرزندم انسى فوق‌العاده دارم . او را به من واگذار كنيد و پسر كوچكتر مرا به سلطنت منصوب كنيد . حضرات مزبور مىگويند اگر احمد ميرزاى وليعهد را ندهيد سلطنت از خانوادهء قاجاريه خارج مىشود . بالاخره او را راضى كرده احمد ميرزا را حركت داده آوردند به سلطنت‌آباد و او را برتخت سلطنت نشانيده ، لايحه‌اى قرائت مىكنند قريب به اين مضمون : « چون پدر اعليحضرت حمل اين بار گران سلطنت را نتوانست و خسارت فوق‌العاده به ملت وارد آورد لذا ملت استعفاى او را پذيرفته و سلطنت را به اعليحضرت همايونى واگذار و اعليحضرت را به سمت سلطنت شاهنشاهى ايران منصوب نمودند . » سلطان احمد شاه در جواب گفت : « اميدوارم كه خداوند مرا توفيق عنايت فرمايد تا جبران خسارات وارده از پدرم را بنمايم و به مملكت و ملت خود خدمت كنم » آنگاه دو نفر را اذن جلوس داده يكى عضد الملك نايب السلطنه را اذن داد و ديگرى دايى خود ظل السلطان را نشانيد . طبقهء دويم كه آمده بودند آقا سيد محمد بهبهانى و برادرش و آقا سيد محمد امام‌زاده و جمعى ديگر از اهل عمايم و علاء الدوله و موثق الدوله و جمعى ديگر از اين طبقه اهل عمايم مىنشينند . حضرات مكلايى مىايستند . بعد از آن شاه را مىبرند توى اندرون عضد الملك نايب السلطنه با حضرات ديگر آمدند به شهر . » « 1 »

قصر نياوران يا صاحبقرانيه

نام باستانى نياوران كردوى بوده است . اين نام در جغرافياى درهء رودبار ، در ذكر شكراب آهار آمده است : « از اين نقطه [ شكراب ] هر گاه [ پياده ] به طرف شميران بخواهند بروند به قريهء كردوى مىرسند كه تا شكراب دو فرسخ است و اولين قريهء شميران است »
هامش
( 1 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان ، ناظم الاسلام كرمانى ، بخش 2 .