تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
ديگر معاصران او هم مطالبى آمده است . ازجمله در كتاب خاطرات امين الدوله يا روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه نيز مطالبى در اين باره نگاشته‌اند . » « 1 » همانگونه كه آمد نقاره‌خانه نيز ازجمله بيوتات سلطنتى بود .

نقاره‌خانه

در ايران از زمان قديم معمول بوده است كه به هنگام طلوع و غروب آفتاب ، نوازندگان در محل مرتفعى دور هم گرد مىآمدند و بوق و كوس و دهل خود را به صدا درمىآوردند و با نوازندگى خود خورشيد و روشنايى را استقبال و بدرقه مىكردند و در مواقع رزم هم با آلات موسيقى خود كه برخى را به پشت شتر مىبستند ، در ميدانهاى جنگ به نواهاى مهيج خود سلحشوران را به شجاعت مىآوردند و در كوچهاى منزل به منزل اسباب سرگرمى پيادگان و سواران بودند . در دورهء ناصرى چون در جنگ و تمرينهاى جنگى آلات موسيقى اروپايى معمول شده بود ، نقاره‌خانه از شغل اصلى خود بازماند و جنبهء تجمل به خود گرفت و فقط در اعياد و عصرها بود كه كار سابق خود را انجام مىدادند . « 2 » اطراف ارگ چندين سردر و عمارت وجود داشت كه مهمترين آنها سردر نقاره‌خانه بود . سردر نقاره‌خانه كه به محاذات سردر بزرگ حياط تخت مرمر و وصل به حصار جنوبى ارگ ساخته شده بود . دروازه‌اى داشت كه ارتباط ميان شهر و ارگ سلطنتى را برقرار مىكرد . در دو طرف آن اتاقهاى فوقانى و تحتانى قرار گرفته بود كه نگهبانان ارگ در آنجا اقامت داشتند . اين دروازه ، شبها پس از به صدا درآمدن شيپور ارگ ، بسته مىشد و تا كسى رمز مخصوص شب را نمىگفت دروازه را به روى او باز نمىكردند . نقاره‌چيهاى ارگ كلاهى از پوست سياه و سرخ كه يراق‌دوزى شده بود بر سر داشتند و نيم‌تنه‌هاى سرخ و شلوارهايى به‌همين رنگ مىپوشيدند كه سرودست و يقهء نيم‌تنه‌ها از پوست سياه و دكمه‌هاى برنجى شير و خورشيد داشت . در نقاره‌خانه همه روزه سه نوبت طبل مىنواختند ، دو نوبت به وقت طلوع و غروب خورشيد نقاره مىكوبيدند و چون يك ساعت از شب مىگذشت طبالها اطراف خود مىچرخيدند تا صداى طبل در تمام شهر به گوش برسد پس
هامش
( 1 ) . ازجمله 1307 ، ص 6 . بنگريد به روزنامهء اعتماد السلطنه ، سه‌شنبه 18 جمادىالثانى 1298 و شرح حال رجال ايران ، ج 4 ص 152 و نيز روزنامهء قانون ، ميرزا ملكم خان ، شمارهء اول رجب 1307 ص 6 . ( 2 ) - شرح زندگانى من ، ص 420 .