خوابگاه در اين شش سال اخير خراب و به جاى آن عمارت وزارت دارايى را كه هنوز تمام نشده و مسكون نگرديده است ساختهاند - كتاب شرح زندگانى من در سال 1321 ( ه ش . ) تأليف شده و منظور از پنج شش سال اخير همين تاريخ 1321 ( ه . ش . ) است - فقط سمت مغرب عمارت خوابگاه يكى دو حياط باقى مانده است كه مىتوان از اين يكى دوتاى باقيمانده به باقى آنها پى برد هر يك از اين حياطها در سه طرف ساختمان داشته و طرف چهارم كه حد فاصل بيرون حياط مىشد به جاى بنا ديوار بلندى ساخته بودند كه گذشتن از آن جز بهوسيله نردبانهاى سى چهل پله امكان نداشت در هر يك از سه طرف يك سه قسمتى زير و رو ساخته و در كنجها پله و سرسرايى بنا كرده بودند كه حياط را به طبقهء دوم مربوط مىكرد .
بنابراين هر حياطى هيجده اتاق بزرگ و كوچك با راهرو و صندوقخانه و غيره داشت البته طبقه زير مال خدمتكارها و طبقهء فوقانى متعلق به خانمها بوده است كه مثلا هر يك يك سمت از اين حياطها را اشغال مىكردهاند ولى در اين ضمن بعضى خانمهاى مقرب يا جاافتاده كه سمت رياست به سايرين و حاشيهء بيشترى داشتند نيز بودهاند كه يك حياط تمام يا بيشتر در تصرف آنها بوده است .
در ضلع شمالى و دو طرف جلوخان در اندرون يكى دو حياط يكطبقه هم بود كه به عملجات حرمخانه و خواجهسرايان و ميرزا حسن سميعى مستوفى كرمان كه در آن واحد مستوفى حرمخانه و به وزير درب حرم هم ملقب بود و شيخ الحرم و از اين قبيل كاركنان تخصيص داشت فقط عمارتى كه در هزار و سيصد قمرى در محوطه قديم حرمخانه از خرابى معاف شد تالار بزرگى بود كه از زمان فتحعليشاه مانده و او ديوارهاى آن را به مجالس شكار و عيش خود منقش كرده و از زمان وزارت عدليه مرحوم داور ببعد كه بعضى از اين حياطها به دادگسترى تخصيص يافت اين تالار هم محل محكمهء جنايى گرديد و بالاخره در چهار سال قبل كه مىخواستند عمارات جديد ناتمام فعلى وزارت دارايى را بسازند اين تالار قديمى هم مثل حياطهاى دور محوطه گرفتار خرابى شد و از بين رفت .
اين محوطهء حرمخانه و خوابگاه گذشته از در اندرون و درى كه از باغ گلستان نزديك عمارت خوابگاه براى رفت و آمد شاه از بيرون به اندرون داشت داراى مدخل ديگرى بود كه در زير سردر الماسيه قرار داشت . من هيچوقت اين در را باز نديدم هميشه از تو بسته و يك عده سرباز در اتاق و ايوانى كه پهلوى آن ساخته بودند قراول بود . اين سردر در اول سلطنت پهلوى به جرم داشتن كتيبهاى به اسم ناصر الدين شاه كه با خط طلا برروى زمينهء لاجوردى بسيار زيبا در كلهء
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٢٦٤