تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
مشرف است و يك رديف درخت تبريزى آنها را از نظر اشخاص نامحرم مستور مىدارد . » « 1 » بانيان كودتاى سوم حوت سال 1299 ( ه ش . ) چند نقطهء مناسب شهر را براى ايجاد پادگان و قراول‌خانه انتخاب نمودند كه از آن جمله عشرت‌آباد بود . پادگان عشرت‌آباد به جان محمد خان سپرده شد و وقتى حكومت كودتا دست به توقيف رجال و متنفذين وقت زد چند نفرى از آنان از جمله عين الدوله در پادگان عشرت‌آباد محبوس شدند . شهاب الدوله اسداله ميرزا شمس ملك‌آرا ، رئيس تشريفات دربار سلطان احمد شاه ، مىگويد : « برحسب امر شاه به عشرت‌آباد رفتم . جان محمدخان را منتظر يافتم معلوم شد قبلا سردار سپه تلفن كرده و اطلاع داده است . در طبقهء اول با عين‌الدوله برخورد كردم . در حالى كه احوالپرسى مىكرديم عين الدوله بيخ گوشم گفت : « محمود اوغلى به فكر ما هم باش » از آنجا به طبقهء دوم رفتم . قوام السلطنه درآن طبقه در تالار آيينه مشغول اداى فريضه بود . همين كه از نماز فارغ شد ، موضوع تشكيل كابينه را با او در ميان گذاردم » « 2 »

ارغونيه يا داوديه

داوديه در غرب چال‌هرز و جنوب قلهك قرار دارد . ميرزا آقا خان نورى صدراعظم ، اين محل را كه ظاهرا باغ و قناتى نيز داشته است ، خريد و به نام پسرش ، ميرزا داود خان وزير لشكر آن را توسعه داد و داوديه خواند . مهدى بامداد در شرح حال رجال ايران دربارهء نام ارغونيه و داوديه مىنويسد : « داوديه كه در شمال تهران و در جنوب غربى قلهك واقع شده باغ ييلاقى ميرزا آقا خان نورى بوده و پيش اين كه آنجا را مالك شود نام آن به مناسبت درختان ارغوانى كه در خيابانهايش كاشته شده بود ارغونيه نام داشت . بعضى ديگر مىگويند كه اينجا را ارغوان ميرزا ، پسر حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه ساخته و پس از اين كه بساط آنان برچيده و اموال آنان مصادره و ضبط شد ، چندى بعد ميرزا آقا خان نورى آنجا را مالك شد و نامش را داوديه بنام پسرش ميرزا داود خان گذاشت و وجه اخير بايد صحيحتر باشد » « 3 » سموئل گرين دربارهء داوديه مىنويسد :
هامش
( 1 ) - سه سال در دربار ايران ، خاطرات دكتر فووريه ، پزشك ويژهء ناصر الدين شاه ، ترجمهء عباس اقبال آشتيانى به كوشش همايون شهيدى ، دنياى كتاب ، ص 279 - 280 ( 2 ) - جغرافياى تاريخى شميران ، ص 610 - 611 ، نقل به اختصار ( 3 ) - رجال دوره قاجار ، ج 1 ، ص 494
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 255 | حسين شهيدى مازندرانى