تاريخ غرس همايونى
با دست خويش خسرو در قصر عشرتآباد * فرمود از عنايت رأى درختكارى
اى باغبان فردوس نام خوش تو رضوان * كوثر بيار كاينك شد وقت آبيارى
اصلش بود عدالت فرعش بود كرامت * شاخى كه شه نشاند با دست شهريارى
تا بر فلك كشد سر اين شاخ عدل امسال * يك چند زودتر بار اى ابر نوبهارى
شاخ ملك نشان را صد بار به توان گفت * از دوحهء بهشتى از سرو جويبارى
از اين شجر ثمرها بينند اهل عالم * برتر ز بختيارى بهتر ز كامكارى
زودا كه عشرتآباد همچون سپهر گردد * هم مشرق كواكب هم مطلع درارى
بر جاى ميوه خورشيد آرند اين درختان * از فر شهريارى از فرط بختيارى
تا اصله كرامت بارآور فتوت * دست ملك نشاند شاخ بزرگوارى
اصل است ذات اقدس فرحاند جمله عالم * از اصل فرع را باد پيوسته استوارى
در باغ عشرتآباد از يمن دست خسرو * بادا شكفته دايم گلهاى تاجدارى
شعر اديب باشد در مدح شاه شاهان * چون آفتاب روشن مانند آب جارى
« شاخ نشاط كى » گشت تاريخ غرس خسرو * كيخسرو را نشاندى شاخ اميدوارى