تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
طبقهء سوم تا چندسال پيش فقط يك تالار داشت و دو ايوان . روزى كه رضا شاه براى بازديد آمده بود ، وقتى به طبقهء سوم رسيد ، گفت : « اگر اين ايوان هم سالن بود ، بد نبود . » سپس به دستور وزارت فرهنگ به جاى دو ايوان دو تالار ساخته شد . مساحت باغ فردوس درگذشته به مراتب بيشتر از امروز بود . به طور كلى اراضى ميان اسدآباد و ولنجك از طرف شمال و اراضى الهيه از طرف جنوب و درهء تجريش از طرف شرق ، جزء زمينهاى باغ فردوس بوده است . اين باغ داراى چندين دستگاه ساختمان مجلل و باعظمت بوده كه يكى از آنها به نام قصر محمديه بسيار معروف است . اراضى اين قصر كه به نام محمديه شهرت دارد بخشى از تجريش محسوب مىشود . قصر محمديه بعدها يكسره خراب شد و اثرى از آن باقى نماند . پس از اينكه قصر محمديه روبه خرابى گذاشت ، باغهاى اطراف آن نيز روزبه‌روز خرابتر شد تا اينكه نظام الدوله معير الممالك به هنگام اقتدارش اين باغ را خريد . قنات قصر محمديه را به باغ زيردست آورد و بر وسعت اراضى باغ نيز افزود و آن را باغ فردوس ناميد . عمارت فعلى باغ فردوس را استادان اصفهانى و يزدى ساختند . نقشه و طرح عمارت همين نقشهء امروزى فعلى بوده است با اين تفاوت كه پلكان و ازارهء تالار بالا و زيرزمين از مرمر اعلاى يزد بود و داخل اتاقها نيز كاغذ طلايى برجسته چسبانده شده بود . پس از فوت نظام الدوله معير الممالك اين باغ و ساختمان آن به پسرش دوستعلى خان معير الممالك كه ضمنا داماد ناصر الدين شاه هم بود ، رسيد . دوستعلى خان به باغ و ساختمان آن اهميتى نمىداد و هر وقت به ييلاق مىآمد ، نزديك مظهر قنات زير چنارها چادر مىزد . اتاقهايى كه فعلا نزديك قنات است ، آبدارخانهء او بود . بعدها نيز علاقه به شكار او را به سوهانك كشيد . درنتيجه اين ساختمان روبه خرابى گذاشت و سنگهاى مرمر بنا به عمارت اميريه - مدرسهء نظام سابق و دانشكدهء افسرى فعلى - برده شد . حاجى ميرزا حسين پسر حاجى ميرزا خليل تاجر شيرازى كه در سراى امير حجره داشت ، باغ فردوس را خريد و تعميراتى در آن انجام داد . او كه تاجرى اعيان‌منش بود ، در سه‌راه امين حضور خانهء شهرى مجللى ساخت كه بعدها حاج امين الضرب آن را خريدارى كرد . حاجى ميرزا حسين سقف دو اتاق دو طرف تالار بالا را براى سبك شدن اتاقهاى زيرين برداشت و همين امر باعث شد كه اتاق‌هاى زير خراب شود . وى چند سالى مالك اين باغ بود و در اين باغ مهمانيهاى زيادى داد . پدر او كه از ولخرجى پسر اطلاع يافت او را به شيراز خواست . حاجى ميرزا حسين هم به شيراز رفت و باغ و ساختمان به دست باغبان و سرايدار افتاد .