در اعتماد السلطنه در اين باره مىنويسد :
« سهشنبه 20 شعبان سنهء 1308 ( ه . ق . ) - ديشب باغ ايلخانى كه حالا به تصرف كمپانى تنباكو است مهمان بوديم . اين باغ ايلخانى را امين السلطان با ملحقاتش بيست هزار تومان از شاه خريد .
ملحقاتش را عليهده فروخت . خود باغ را به اين كمپانى فروخت پنجاه هزار تومان . بيست هزار تومان خريد هفتاد هزار تومان فروخت . خلاصه در اين مهمانى بعضى از زنهاى فرنگى از قبيل زن شارژدافر انگليسى ، وزير مختار آلمان و اتريش و بلژيك ، هم بودند . چند نفر از وزراى ايرانى بودند . موسيو طالبت كه مؤسس اين كمپانى است خطبهاى به سلامتى شاه خواند . امين السلطان هم جوابى بيان فرمود . اما ميرزا نظام به عبارتهاى بىمعنى ترجمه كرد كه هيچ معلوم نشد چه بود . حتى طلوزان كه اسباب ترقى ميرزا نظام است ، مىگفت : ميرزا نظام مست بود و نتوانست بيان كند . باعث خجالت شد . . . » « 1 »
بعدها - پس از ماجراى رژى - كمپانى تنباكو در ايران برچيده و دولت نيز ناچار به پرداخت غرامت به كمپانى شد . و در اينجا بود كه كمپانى دوباره باغ ايلخانى را به ناصر الدين شاه فروخت .
اعتماد السلطنه مىنويسد :
« چهارشنبه 9 جمادى الاولى سنهء 1310 ( ه . ق . ) - . . . شب دربخانه احضار شدم . سرشام بىمقدمه به من فرمودند : صد و سى هزار ليره چند تومان مىشود ؟ عرض كردم قريب يك كرور . فرمودند : كمپانى تنباكو به صد هزار ليره باغ ايلخانى را با مخلفات كه خريده بود به ما رد كرد . عرض كردم به چه قيمت ؟ فرمودند باغ ايلخانى را به هفتاد هزار تومان . گفتم : اين باغ بيشتر از بيست هزار تومان كه قيمت ندارد ، ديگر چه ؟ فرمودند : شصت هزار تومان هم اسباب خانه .
عرض كردم در حرمخانه و ديوانخانهء مباركهء شما شصت هزار تومان فرش و پرده و چهل چراغ ندارد ، چگونه در عمارت باغ ايلخانى شصت هزار تومان مبل هست ؟ بهتر اين بود كه اين يك كرور را عوض پولى كه قرض كرديد به خودشان مىداديد . هم قرض سبكتر مىشد و هم مغبون نمىشديد و يقين دارم همين حرف را به امين السلطان همان شبانه رساندند . عداوت بر عداوت افزوده شد . » « 2 »
هامش
( 1 ) - روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 745 .
( 2 ) - همان ، ص 842 .