مليجك نيز از اخترالسلطنه جدا شد و به دامادى كامران ميرزا نايب السلطنه درآمد و لقب سردار محترم را به يدك به لقب عزيز السلطنه اضافه كرد و چون داماد كامران ميرزاى نايب السلطنه شده بود به ناچار باجناق محمد على شاه ضد مشروطه گرديد و به پيروى از اين باجناق به ضديت مشروطه ايستاد ، منتهى ديگر چيزى نبود ، زيرا ناصر الدين شاه سالها بود كه مرده بود و او به زبانى ديگر بىپدر و بىياور بود . مجلس جلسات خود را در بهارستان تشكيل مىداد و عزيز السلطان نيز نق مىزد كه مجلس مال او را مصادره كرده و به زور ربوده است تا آنكه شادروان مرحوم سيد حسن مدرس به مجلس راه يافت . او اين باغ را از عزيز السلطان خريد و وقف بر مجلس كرده و بهاى آن را دولت قسمتى پرداخت و قسمتى ديگر باقى ماند تا در عهد سلطنت پهلوى اول كه بودجه اين مملكت جانى گرفت ، آن قسمت باقيمانده به عزيز السلطان پرداخته شد . « 1 » »
درخور يادآورى است كه طرح ساختمان مسجد و عمارت سپهسالار به وسيلهء ميرزا مهدى خان ممتحن الدوله شقاقى داده شده بود . وى در اين باره در خاطرات خود مىنويسد :
« در سال 1293 ( ه . ق ) 1253 ( ه ش ) و 1874 ( م ) ، با ميرزا سيد حسن خان كه در خدمت صدراعظم سپهسالار بود و معروف به منشى اسرار ، به زيارت حضرت معصومه ( ع ) رفتيم و موقع تحويل سال را در بقعهء مباركه حاضر بوديم . در همان چند روز اقامت به تماشاى اماكن معروف كه به فرمايش سلاطين صفويه ساخته يا تعمير گشته بود رفتيم و از هنرها و صنايع كاشىكارى آن عصر لذت برديم . . . و از آنجايى كه فن و رشتهء تحصيل اصلى من مهندسى راه و پلسازى و ساختمان بود و از طراحى و معمارى بىخبر نمىباشم ، روزى در سر مقبرهء فتحعليشاه ايستاده و از زاويه ديد تزئينات و كندهكارى و منبتكارى كه در روى سنگ مرمر قبر نموده بودند نقشه برمىداشتم و در اين كار بهدستور علم مناظر و مرايا عمل مىكردم . يك وقت ملتفت شدم كه ريش مردى به صورت من مىخورد . . . . نگاه به عقب سر كردم مردى بلند بالا با كلاه نمدى را ديدم كه ريشش تا پر شال آمده و از پشتسر من نگاه به ترسيمات من مىنمود .
چون هنوز افكار فرنگى مآبى در سرم بود شخص ناظر را مخاطب نموده با كمال تغير دليل تجسس و فضولى او را سؤال كردم . مرد متجسس مزبور با منتهاى آرامى و خونسردى جواب داد ببخشيد آقا مىبينم خطى را غلط كشيدهايد ، مىخواستم شما را يادآور شوم .
اين جواب بيشتر مرا به هيجان آورد . بياض و مداد را به او داده گفتم : گر تو بهتر مىزنى ، بستان بزن ؟
هامش
( 1 ) - باغ سردار . عبد الله انوار در كتاب تهران ، ج اول ص 44 - 45 .