جعفر شهرى در اين باره مىنويسد :
« مسجد سپهسالار و كوچهء باريك پشت آن نيز مانند صحن مسجد شاه و كوچهء سيد اسماعيل يكى ديگر از محلهاى اجتماع مردم در اين ماه [ رمضان ] بود . با اين تفاوت كه علاوه بر دادوستد مهر و تسبيح و قرآن و جزوه و غيره در كوچه پشت آن ظروف مسى زيادى نيز براى فروش مىآورند و پارچههاى الوان پررنگ سبز و زرد و سرخ كه از در و ديوارهاى آن مىآويختند ، مس و پارچههايى كه مسهايش را براى نذر و وقف مىخريدند و پارچههايش باب مازندرانىها بود كه تنها چنان پارچهها را در آنجا مىتوانستند به دست آورند . » « 1 »
عبد اللّه انوار دربارهء بهارستان مىنويسد :
« بعد از ميرزا حسين خان سپهسالار ، خانم قمر السلطنه عيال او ( دختر فتحعليشاه ) در قسمت اندرونى بهارستان به مثل گذشته زيست و نيز در شمال غربى بهارستان وزارت عدليه زير نظر يحيى خان معتمد الملك ( مشيرالدوله ) به كار مشغول بود . . . بعد از ميرزا حسين عمارت بيرونى بهارستان محل پذيرايى از مهمانان خارجى دولت و نيز محل اقامت وليعهد [ مظفر الدين شاه بعدى ] به وقت ورود به تهران بود و عمارت داخلى آن جايگاه قمر السلطنه ، تا آنكه در هفدهم جمادى الثانى 1309 ( ه . ق ) ، قمر السلطنه درگذشت و ناصر الدين شاه با قلدرى خاص خود و طمعورزى بىحد و حساب ملوكانه دست بر روى اين قسمت از ساختمان بهارستان گذاشت و هنوز كفن قمرالسلطنه خشك نشده بود كه در هفتم رمضان 1309 ( ه . ق ) بهارستان را به پسرك لوس و ننر و بىادب و دستپروردهء شاهانه غلامعلى خان مليجك دوم ، ملقب به عزيز السلطان ، بخشيد و در همين باغ نيز دختر خود را به نام اختر الدوله به ازدواج اين پسر لوس درآورد و با اين بخشش ناروا ، مليجك بدون هيچ سعى و كوششى به اين باغ دست يافت و در قدم اول براى آنكه او عمل مالكانهاى كرده باشد ، نام آن را از بهارستان به عزيزيه برگرداند و بر خلاف ميرزا حسين خان كه آن را بهارستان هموزن باغ سلطنتى نگارستان ناميده بود او آن را هموزن باغ نظاميه [ باغ جنوبى ميدان بهارستان ] كرد و بعد تأسيسات چندى منتهى مثل خود بيقواره در آنجا بوجود آورد و محل را به مثل خود زشت و ناموزون كرد و تا آخر روزگار ناصر الدين شاه و سالهاى حكومت مظفر الدين شاه خود و نوكرهايش در آن محل مزاحم خلق بىگناه بودند . بعدها كه مشروطه آمد و كارها از لون ديگر گشت مجلس شوراى ملى پس از چند جلسه در خارج بهارستان جلسات خود را به عمارت بهارستان كشيد و بهارستان عمارت دار الشوراى ملى گرديد .
هامش
( 1 ) - طهران قديم ، ج 3 ، ص 340 .