تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
به اردوگاه شاه خلاف مصلحت مىدانستند . بالاخره بعد از مشاوره قرار گذاشتند خواهر شاه در تالار سلطنتى پشت پرده بنشيند و سفير را بپذيرد و نطق او را بشنود و نامهء او را به توسط خواجه‌سرا دريافت كند و جواب نطق را يكى از ملازمان دربارى از قول خانم بدهد و سفير مرخص شود . همين كار را كردند . زهرمارخان ، رييس ايل افشار هم كه نام اصلى او نصر اللّه بود ، و به واسطهء اخم و عبوسىاش اين لقب را دريافت كرده بود ، براى سركشى به كارهاى ايلى خود به ساوجبلاغ در ده دوازده فرسخى تهران رفته و در شهر حاضر نبود ، وقتى مراجعت كرد و از قضيه خبردار شد ، يا واقعا از روى تعصب اين كار را منافى عفت مىپنداشت و يا براى اينكه بدون استشهاد از او اين امر صورت گرفته بود ، خود را به نادانى زد و در مشاجره با اعيان دولت و كاركنان تشريفاتى و قلمى بىمزگى بسيار نمود ، سهل است ، يكروز شلاق خود را به كمر زده ، در اندرون شاه رفت كه وارد اندرون شود و خواهر شاه را براى اين كار شلاق‌كارى نمايد ! خواجه‌سراها به هر ترتيبى بود او را رد كردند و خواهر شاه را از كتك خوردن نجات دادند . تا اينكه آقا محمد خان از سفر برگشت و در اولين ملاقات با خانم از واقعه مستحضر شد . فورا بيرون آمده امر داد زهرمارخان را بياورند و به دست دژخيم در ديگ بجوشانند . همه مىدانستند كه نادانى و تعصب و افراط در دولت‌خواهى ، زهرمارخان را به اين جسارت واداشته و بنابراين قابل ترحم است . از طرف ديگر براى چند هزار نفر ايل افشار كه در ده دوازده فرسخى تهران هستند و ممكن است بر اثر اين اقدام به شورش و بىنظمى قيام كنند چه بايد كرد ؟ ولى استبداد رأى شاه هم كه هيچ شفاعتى را نمىپذيرفت و خيلى اتفاق مىافتاد كه شفاعت‌كننده را نيز به همان مجازات مجرم محكوم مىكرد ، دركار بود و هيچ كس نمىخواست در اين موضوع حرفى بزند ، در هر حال دژخيمان در حياط جلوى عمارت اقامتگاه سلطنتى مشغول مقدمات اجراى حكم شدند و گرماگرم ديگ را جوش آوردند . زهرمارخان را هم آورده ، جبه و لباس روى او را كنده ، با پيراهن و شلوار در گوشه‌اى واداشتند . فراشباشى هم براى نظارت اجراى حكم ايستاده بود . يكى از رجال دربارى از وجنات شاه دريافت كرد كه خودش هم از اين حكم سخت پشيمان و يا از شورش ايل افشار نگران است و براى بخشش بر خلاف عادت خود ، پى شفاعت‌كننده مىگردد . همين كه مطلب را فهميد ، پس جلو رفته و عرض كرد : « قبلهء عالم سلامت باشد . برخود شاه هم پوشيده نيست كه زهرمارخان در اين جسارت عظيم قصد توهين به خواهر شاه را نداشته ، به عقيدهء خود از راه دولت‌خواهى و تعصب در شاه‌پرستى ، اين گناه ابلهانه را مرتكب