تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مجرى اين تنبيه واقع مىگشت . در تمام اين كارها بين فراش‌هاى دولتى و فراش اعيان و رجال فرقى نبوده و فراشها ، چه دولتى و چه در خانه‌هاى اعيان ، همه اين كارها را مىكردند . ولى در قسمت اخير فرقى بين فراشهاى دولتى و غير دولتى هست و آن اندازه تنبيهات است كه در خانه‌هاى اعيان و رجال فقط تا اين حد پيش مىرفتند كه مجرم را به رو خوابانده و چوب به كفل و رانش مىزدند و يا اگر آقاى خانه خيلى شدت عمل داشت و مىخواست زودتر مجرم را به مجازات برساند ، امر مىداد يك‌نفر فراش او را به دوش مىگرفت و ديگرى با چوب به ران‌ها و كفلش مىزد و سركار هم مىآمد . اما در كارهاى دولتى از چوب‌كارى و اشكلك و كند و زنجير در مجلس گرفته تا مهار گوش و دماغ گرفتن و دست بريدن و به طناب انداختن و سربريدن ، همه‌جور مجازات در كار بود كه بايد اين عمليات را هم فراش‌ها به جا بياورند . . . اگر شاه مىخواست آبگوشت افشارى هم بپزد ، پزنده آن فراشها بودند . اين بود كه فراش ، نمايندهء قهر سلطنت استبدادى بود كه گذشته از سقطكارى خانگى مانند جاروب كردن و آب‌پاشى و چادرزدن ، تمام اجرائيات دولتى از نامه‌رسانى و وصول ماليات گرفته تا اعدام ، تماما بر عهدهء فراش‌ها بود . اين فراش‌ها رؤسايى داشتند كه به اسم دهباشى و پنجاه‌باشى و يوزباشى و نايب فراشخانه موسوم بودند . لباس آنها سردارى يخه حسنى يا يخه عربى ماهوت قرمز و شلوارى از پارچه دبيت يا ماهوت سياه بود و كلاه تخم‌مرغى داشتند كه در سمت راست بالاى آن كلمهء فراش را از نقره بريده نصب كرده بودند . دهباشىها و پنجاه‌باشىها و يوزباشىها هم اين سه كلمه را به كلاه گوشهء خود داشتند . عدهء اين فراشان به هزار نفر مىرسيد كه دويست سيصد نفرى از آنها با دهباشىهاى خود مأمور اجرائيات و نامه‌رسانى حكومت تهران و وزارت دفتر استيفا و وزارت دفتر لشكر و وزارت عدليه و ساير وزارت‌خانه‌ها بودند و باقى آنها به تقسيمات چند منقسم مىشدند و هر يك قسمتى از سقطكارهاى عمارت دولتى را انجام مىدادند . فراش‌باشى كه حاجب الدوله لقب داشت ، بايد همه‌گونه فراش تحت امر و هميشه به دسترس خود داشته باشد . معلوم است بين فراش قاپوچى [ دربان ] و برف‌روب و جاروب‌كش و چادرزن و نامه‌رسان و فراش ميرغضب ، فرق بسيار است . ميان ميرغضبان هم البته فراشى كه دو تا چوب به كسى مىزد ، غير از آن بود كه در محبس اشكلك مىكرد و خواب بدبخت مبتلى را حقا يا باطلا مىبريد . سخت‌دل‌تر از همه ، كله‌كن‌ها و مأمورين اعدام بودند و اينها اكثر تفرشى