شهر جديدى است و فاقد سوابق تاريخى شهرهاى اصفهان و شيراز و يزد مىباشد .
مع الوصف خود ايرانيها تصور مىنمايند كه تهران بهشت ايران است . در تهران دو مهمانخانه در شمال شهر وجود دارد و نيز چند خيابان مستقيم در شمال شهر ديده مىشود كه بعضى از آنها شبها بوسيله گاز روشن مىشود و يكى از اين خيابانها را اروپائيان ( و ايرانىها به تقليد اروپائيها ) به نام خيابان سفرا ، مىخوانند زيرا به جز سفارت روسيه ، تمام سفارتهاى خارجى در آن خيابان واقع شده است .
تهران داراى چند ميدان نيز هست كه در بعضى از آنها حوض و فواره وجود دارد و بازار شهر در جنوب خيابانهاى مستقيم آن واقع شده و داراى بازارى بزرگ و آباد است و منظرهء شهر به واسطهء مجاورت كوههاى پربرف زيبا و هواى آن سالم است و به عقيده من بهطور كلى تهران شهرى است كه براى زندگانىكردن خيلى صلاحيت دارد ، اما فاقد چيزهاى تماشايى است و يك مسافر خارجى را كه خواهان چيزهاى تماشايى باشد ، راضى نمىكند و در عوض اگر كسى بخواهد در تهران سكونت كند از هر حيث به او خوش خواهد گذشت ، مخصوصا هواى سالم و آسمان آبى تهران نشاطانگيز است .
خيابان جالب توجه تهران براى اروپاييان خيابان مستقيم علاء الدوله [ فردوسى ] است كه سفارت انگليس و سفارت تركيه و سفارتهاى آلمان و ايتاليا و فرانسه در آن واقع شده و نيز ادارهء تلگراف هند و اروپا در خيابان علاء الدوله مىباشد .
بين سفارتها در اين خيابان چند دكان هست كه كسبهء آن اروپايى هستند و دو مهمانخانهء مذكور نيز در همين خيابان است . در اين خيابان يك عكاس روس سكونت دارد كه عكسهاى خود را به ارزانترين قيمت ممكنه مىفروشد . زيرا يكصد عدد عكس را به چهار تومان به معرض فروش مىگذارد .
در انتهاى خيابان علاء الدوله يك دروازه است كه طاق دارد و بعد از عبور از آن وارد ميدان توپخانه مىشويم كه اطراف آن سربازخانه مىباشد و ديوارهاى ميدان با علائم رسمى دولت ايران ( شير و خورشيد ) تزئين كردهاند .
از اين ميدان چند خيابان بزرگ منشعب مىشود كه يكى موسوم به خيابان گاز [ منظور چراغ گاز است ] در طرف مشرق است و دو خيابان به طرف جنوب مىرود و اگر يكى از آنها كه در طرف راست يعنى مغرب واقع شده پيش بگيريم به ميدان زيباى كوچكى مىرسيم كه موسوم به ميدان ارگ مىباشد .
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٢١٣