تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
كه از مقابل آنان دائما به سويى مىروند كمترين توجهى نمىكنند . آنان براى هر نوع كار وسيله و ابزار اندك و ابتدايى در اختيار دارند . نجاران ، خراطان ، خياطان ، با تردستى اعجاب‌انگيزى به جاى ابزار كار از انگشتان پا استفاده مىكنند . پس درواقع خداوند به اين پيشه‌وران با هنر به جاى دست و ده انگشت . . . چهار دست و بيست انگشت داده است . به نسبت مغازه‌داران كه از سر صبح تا دم غروب تنها كارشان چانه زدن با مشتريان است و از جاى خود تكان نمىخورند ، كارگران زندگى فعالترى دارند . اقامت در اين حجره‌هاى عارى از هوا و آفتاب نبايد براى سلامت مزاج سودمند باشد . در زمستانها آن‌جا را به‌وسيلهء منقل گرم مىكنند ، اگر فضاى دكان گنجايش داشته باشد ، منقل را زير ميز كوتاه و چهارگوشى كه رويش لحاف انداخته‌اند مىگذارند و به آن كرسى مىگويند . آن‌وقت همه زير كرسى نشسته پاها را دراز مىكنند . . . سقف گنبدى بازار روزنه‌هايى دارد كه از آن شعاع آفتاب و هواى تازه بيرون به داخل نفوذ مىكند و از سنگينى هوا مىكاهد . شبها شبگردها از بازار مراقبت مىكنند . دزد خيلى كم در آن حول‌وحوش ديده مىشود . چون دزدى ، مجازات وحشتناك بريدن قسمتى از عضو بدن را به دنبال دارد كه چنين مجازاتى بىباكترين آدم‌ها را نيز به‌وحشت مىاندازد . نحوهء غذا خوردن كارگران و مغازه‌داران هم ديدنى است ؛ كبابىها ، چلوكبابىها ، ميوه‌فروشان و قهوه‌چىها ، هر يك محصول خود را به محل كار آنان مىآورند و علاوه بر آن مشتريان را از لذت شنيدن سخنان شيرينى نيز برخوردار مىكنند . چون ايرانى ، عاشق اختلاط و گپ زدن است . سلمانىها هم آنچه را كه براى تميز كردن گوش ، كوتاه‌كردن موى سر و اصلاح ريش لازم دارند ، در جعبه‌اى با خود حمل مىكنند و از حجره‌اى به حجره ديگر سرمىزنند . ( ايرانيها موى سر خود را در وسط سر ، از پيشانى تا پشت‌گردن مىزنند ، ولى موهاى دو طرف را مىگذارند آنقدر بلند شود كه از زير كلاه بيرون بريزد . توضيح نويسنده در حاشيه ) سلمانىها كار خود را با يك يا دو شاهى انجام مىدهند و سر و صورت را درهمان محل كار مشترى اصلاح مىكنند . اين دلاك‌هاى دوره‌گرد نرخ معينى ندارند و دستمزدشان بسته به همت يا محتويات جيب مشترى است . استاد سلمانى به‌طور چمباتمه روبروى مشترى مىنشيند و كارش را آغاز مىكند ، ضمنا آيينهء كوچك مدورى نيز به دست مشترى مىدهد تا وى هم بتواند با لبخند رضايت هنرنمايى استاد را در آن تماشا كند . به اين جمع ، گاهى درويش پيرى نيز اضافه مىشود . روده‌درازى ، پرچانگى ، وراجى و نشخوار مجدد داستانهايى كه همه بارها شنيده‌اند ،