تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
هم اگر حريم خانه سنگ‌فرش نداشت ، يك چند دانه سقط پاره‌اى ميان گل‌ها مىگذاشتند كه عابرين با بندبازى بتوانند خود را به قسمت سنگ‌فرش‌دار برسانند . اين عمل براى كفش‌هاى پاشنه خوابيده معمول زمان به‌خصوص براى نعلين و ساغرى آخوندها ، چيز كم‌ارزشى نبود ، و من كرارا از عابرين مىشنيدم كه به اين سقط پاره‌ها كه مىرسيدند ، جملهء : « خدا پدر صاحبخانه را بيامرزد » معمولى خود را ، از روى قلب ادا مىكردند . اما خيابانها ، از كليهء اين نعمتها محروم بودند . زيرا مردمى كه در خيابان خانه مىساختند ، چون خيابان معبر عام بود عنايتى به سنگ‌فرش كردن حريم خانهء خود نداشتند و سنگ‌فرش و جارو و آب‌پاشى را منحصر به جلو در خانه مىكردند . » « 1 » در المآثر و الآثار ، تأليف محمد حسن خان اعتماد السلطنه كه در سال 1306 ( ه . ق ) از طبع درآمد دربارهء ادارهء احتسابيهء دارالخلافه كه تحت‌نظر اعتمادالسلطنه اداره مىشد ، چنين آمده است : « ادارهء احتسابيه دارالخلافه در تحت اداره و رياست جناب جلالت‌مآب اعتماد السلطنه ، وزير انطباعات و مترجم مخصوص حضور همايون [ است ] و اعضاى آن عبارتند از : ميرزا على محمد خان سرتيپ ، نايب اول وزارت انطباعات و غيره . حيدرقلى آقا سرهنگ ، رئيس اداره احتسابيهء دارالخلافه . اعضاى ادارهء احتسابيه دويست و هفتاد و هفت نفر [ هستند ] : نايب‌قلى ، نايب احتساب كل خيابانهاى دولتى ، ميرزا ابو القاسم ، مشرف احتساب . ميرزا يوسف ، نايب اداره احتسابيه . ميرزا محمد حسين ، نايب محلات شهر دارالخلافه . ساير نواب و صاحب‌منصبان بيست و پنج نفر [ هستند ] . فراش و عملهء طويله احتساب و سقا و ساير [ اعضا كه مجموعا ] دويست چهل و هشت نفر [ مىشوند ] . » « 2 »

نظميه در دورهء ناصرى

در ادبيات فارسى ، ديوانهاى اشعار و كتابهايى كه در آيين شهردارى نوشته شده همواره با واژه‌هايى چون محتسب داروغه ، شحنه ، عسس ، گزمه ، شبگرد ، شاطر ، ميرشب و داروغه‌خانه و دوستاق‌خانه و . . . روبرو مىشويم اين واژه‌ها امروزه ديگر به كار نمىروند و به جاى آن واژه‌هايى مثل پليس ، افسر كشيك ، كلانترى ، آگاهى ، پاسگاه و غيره متداول شده است .
هامش
( 1 ) - شرح زندگانى من ، ج 3 ، 230 - 232 . ( 2 ) - المآثر و الآثار . ج 1 ، ص 377 .