تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
محول بود ولى نور اين چراغ‌ها به قدرى كم بود كه به ده قدمى پايه چراغ نمىرسيد . در سال 1306 قمرى ، اين چراغهاى نفتى ، به چراغهاى گاز تبديل شد ، ولى بعد از يكى دو سال ، لوله گاز گرفت و كسى پاپى اصلاح آن نشده ، مجددا همان چراغهاى نفتى كم روشنايى سابق به راه افتاد . . . اين ادارهء احتساب ، اين عمله و اين كار ابزار ، چه كارى مىتواند در يك شهر دويست هزار نفرى بكند . نايب‌قلى هرقدر هم شدت عمل به خرج مىداد ، با چهل پنجاه نفر سقا و سپور خود از عهدهء تنظيف خيابانهاى حول‌وحوش دربار بيرون نمىآمد ، تا چه رسد به ساير معابر . خيابانها و كوچه‌هاى شهر را مالكين اراضى ، براى فروش زمينهاى خود به سليقه و همت خويش ، باز كرده بودند و در آنها كف‌سازى نشده بود . نايب قلى ، هرقدر هم شدت به خرج مىداد ، نمىتوانست صاحبخانه‌هاى كوچه‌ها و خيابانها را به سنگ‌فرش‌كردن حريم خانهء خود مجبور كند . نتيجه اين مىشد كه اكثر كوچه‌ها و تمام خيابانها هيچ سنگ‌فرش نداشت . آنها هم كه صاحبانشان نسبتا قاعده‌دان و باسليقه بودند ، در خيابانها يك‌ذرع و در كوچه‌ها نيم‌ذرع از عرض كوچه را به طول حريم خانهء خود ، سنگ‌فرش مىكردند . گاهى اين سنگ‌فرش از جلوخان خانه ، تجاوز نمىكرد و آن جاها كه تمام حريم سنگ‌فرش بود ، براى اينكه آب باران به پى ديوار آنها صدمه وارد نياورد . به همين نيم‌ذرع عرض يكى دو گره شيب مىدادند كه [ در نتيجه ] راه رفتن [ در اين خيابانها ] كار آسانى نبود و حال بر اين همه حوضچه‌هاى خصوصى كنار ديوار و سوراخهاى راه آب عمومى وسط كوچه را [ هم ] بيفزاييد و ببينيد عبور از اين كوچه‌ها چه جان‌كندنى بوده است . مسلما گويندهء شعر
من عاشق كور و كوچه تاريك * ما اصعب عشق جل تاريك
« 1 » نظر به‌همين كوچه‌ها داشته است و الا راه رفتن در كوچهء صاف هرقدر هم رونده ضعف باصره داشته باشد و كوچه تاريك باشد ، چندان صعوبتى ندارد . باوجوداين ، كوچه‌ها بهتر از خيابانها بود . زيرا در هر كوچه ، يكى دو نفر اعيان قديمى خانه داشت كه در خانهء او چراغى روشن مىشد و گذشته از اعيان ، ساير خانه‌دارها هم ، اگرنه حريم ، لامحاله ، جلو در حياط خود را جاروب و اگر آبى داشتند ، با آفتابه آب‌پاشى مىكردند و زمستانها
هامش
( 1 ) - گوينده واژه « تارى » تركى را كه به معنى بارى عربى و خداى فارسى است با كاف ، حرف خطاب عربى ، تلفيق كرده و اين جناس مركب بامزه را از روى شعر سعدى سروده است . م . سعدى مىگويد :گفتار خوش و لبان باريك * ما اطيب فاك جل تاريك
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 174 | حسين شهيدى مازندرانى