تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
« داروغهء هرشهر يا رييس پليس آنجا به احكام بسيار سخت حكم مىكند و خود آنها بسيار سخت‌دل و قسى القلب هستند كه به هيچ وجه به التماس مقصرين توجه نمىكنند . . . و از جهت تمام مقصرين يك تنبيه معين نموده‌اند و آن اين است كه مقصر بدبخت را چوب مىزنند و غذا نمىدهند . ولى هرگاه مقصر ايشان قدرى صاحب ثروت باشد ، در آن‌وقت مادامى كه مشاراليه پول خرج مىكند ، ايشان با او مانند مهمان رفتار مىنمايند و همين كه پول او تمام شد ، آن‌وقت با او همانطور رفتار مىكنند كه با ديگر مقصران مىكنند . در ايران به مقصر بسيار بدمىگذرد . در اول كار هرچه پول و يا لباس داشته باشد بايد تسليم داروغه نمايد . پس از آن پاها و گردنش را در غل و زنجير كرده و در مجلس بسيار تنگى كه شبيه مسكن جانوران است در نزد محبوسين محبوس مىكنند . . . خلاصه داروغهء هر شهر با قدرت و بىمروت است كه حتى از عارض هم رشوه مىگيرد و اغلب اتفاق افتاده كه عارض چون رفتار داروغه بىمروت را نسبت به محبوسين به درجه بسيار سخت ملاحظه مىكند ، فى الفور مبلغى پيشكش او مىكند كه او يكى از آن بدبخت‌ها را آزاد سازد و همين رفتار ناگوار اسباب آن گرديده كه تقريبا هيچ يك از رعاياى ايرانى در مقام نزاع و غيره به آنها رجوع نمىنمايند . « 1 » در پى بروز قحطى در سالهاى 1287 و 1288 ( ه . ق ) و نارضايتى عمومى و از طرفى كشف روابط كلانتران شهر با لوطيان و اوباشان و عدم توانايى كلانتران براى مقابله با اوباشگرى سعى شد تغييراتى در وضعيت نيروهاى انتظامى تهران داده شود . به‌همين سبب يكى از متصديان امر در سال 1288 ( ه . ق ) 1250 ( ه ش ) / 1871 ( م . ) ضمن نامه‌اى به ناصر الدين شاه چنين مىنويسد « . . . چند روز قبل منشى حضور همايون در باب ظهور ناخوشى و علت آن كه از بعضى كثافات است شرحى ابلاغ كرده بود كه اين خانه‌زاد با جمعى از ارباب اطلاع گفتگو نمايد و وضع اين معايب شود . اين خانه‌زاد رفع اين عيوبات را در ضمن كتابچه فوج نظميه و تكاليف آن قبل از وصول ابلاغ ، نوشته است . همان كتابچه را براى عرض حضور آفتاب ظهور همايون فرستاده كه انشاء اللّه به توجه نظر مبارك اجرا شود و واضح است تا رفع اين معايب نشود نمىتواند اطمينان حاصل كرد هرساله منتظر اين ناخوشى و ساير امراض بود . فوايد اين فوج و قرارى كه داده مىشود ، اگر مفصلا عرض شود موجب زحمت خاكپاى مبارك بود . يكى از اجراى اصل كتابچه است و ديگر رفع بعضى معايب كدخداها و باباهاى محله كه تا حال به اعمال قبيحه عادت كرده‌اند . . . در اين چندروز از توجه خاطر مهر مظاهر مبارك اوقات معروف داشته تمام فوج را جوانهاى
هامش
( 1 ) - تهران در گذرگاه تاريخ ايران ، ح . م ، زاوش ، ص 257 - 260 .
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 178 | حسين شهيدى مازندرانى