كردن حريم خانهء خود نداشتند و سنگفرش و جارو و آبپاشى را منحصر به جلو در خانه مىكردند . . . باقى خيابان به امان خدا مىماند . عبور كالسكه و درشكه و اسب و قاطر و الاغ ، خاكهاى كف خيابان را به عمق دو سه گره ، مثل توتيا نرم مىكرد ، بر اين جمله ، خاكهاى هموار و خاكروبههائيكه خركدار و خاكروبهكشها كه چشم سپورها را دور ديده ، و خود را از بردن آن تا بيرون شهر خلاص كرده و در خيابان ريخته بودند ، نيز اضافه مىشد . بنابراين ، اين خيابانها كه ده دوازده ذرع بيشتر عرض نداشت ، در اكثر نقاط آنها در تابستان ، به قدر دو سه گره گرد و خاك و در زمستان يك چاركى گل داشت . بهطوريكه سمت نسار « 1 » خيابان شرقى و غربى ، همين كه فصل بارانى شروع و گل مىشد ، تا اوايل ارديبهشت ، مثل درياى گل و لجن بود . . . از اواخر ناصر الدين شاه ، ترامواى اسبى هم قوز بالاى اين قوزها شد . . . با خاك و خاكروبههاييكه خركدارها و خاكروبهكشها در خيابانها مىريختند ، طبعا كف خيابانها هم بالا مىآمد و خط ترامواى در گودى مىافتاد .
آب و گل روى خط را مىگرفت . اسبهايى كه به ترامواى بسته شده بود ، در بعضى نقاط تا زانو در آب راه مىرفتند . اين آب و گل و لجن با چهار نعل رفتن اسبهاى ترامواى ، چه بر سر عابرين مىآورد ، بماند . گاهى كه يخبندان مىشد ، مجبور مىشدند يك دو روزى ترامواى را تعطيل ، و با ديلم يخها را بشكنند ، تا تراموا راه بيفتد . ادارهء راهآهن يك بار خط خود را بالا كشيد .
اين بار آب به پشت خانهها افتاد . مردم خانهدار مجبور شدند ، با خاك دستى پشت خانههاى خود را بالا بياورند . اين دفعه آب به كف خيابانها افتاد . عمله تنظيف هم به خاكروبهكشها اگرچه آنها حاجتى به شنيدن اين امر نداشتند ، امر دادند كف خيابان را با محمولات خود پركردند ، و باز خط آهن گود افتاد . چندين بار اين مسابقه ، بين خط و خانهداران و سپورها اتفاق افتاد و نتيجه اين شد كه كف خيابانهايى كه در آن ترامواى بود بىاندازه بالا آمد و خانهها به گودى بيفتد . پلههاى جلو بازار كه امروز مشاهده مىفرماييد ، نتيجه همين مسابقه است . » « 2 »
شهردارى
قرنها مرسوم بود كه مردم هر شهر ، خود متناسب با وسعت شهر و براساس اعتقادات شخصى ، دينى و يا آداب و رسوم محلى بدون مداخلهء حكومت خدمات شهرى را انجام مىدادند و اين
هامش
( 1 ) . موضعى كه در آنجا آفتاب هرگز نبايد بتابد . محلى كه رو به شمال قرار دارد . ( فرهنگ معين )
( 2 ) . شرح زندگانى من يا تاريخ اجتماعى و ادارى دوره قاجاريه ، عبد اللّه مستوفى ، ج 3 ، ص 232 - 234 . نقل به اختصار .