مىآمد و در واقع الاكلنگى مىشد غالبا خود سبب تفريح مسافران بود .
حتى گفته مىشود در آغاز راهاندازى واگن اسبى ، براى آنكه مردم را از جلو آن دور كرده ، راه را براى حركت واگن باز كنند ، مردى سوار بر اسب و شيپورزنان جلوتر از آن حركت مىكرده است . . .
خطوط واگون اسبى
خط اول : خط بازار كه تا آخر خيابان لالهزار و نزديكى خيابان رفاهى مىرفت و برمىگشت .
خط دوم : خط خيابان شاه عبد العظيم كه از بازار به راه افتاده ، ناصريه و چراغبرق و خيابان رى را طى كرده ، و با پشت سر نهادن دوراهى به گارماشين - ايستگاه ماشين دودى - مىرسيد .
خط سوم : خط باغشاه كه از بازار حركت مىكرد و بعد از گذشتن از شش دوراهى به دروازهء باغشاه مىرسيد .
خط چهارم : خط دروازه قزوين كه از ميدان توپخانه حركت مىكرد و پس از گذشتن از چهار راه حسنآباد ، سرازير شده به ميدان شاهپور - دروازه قزوين - مىرسيد .
خط ديگرى هم از گارماشين به طرف خيابان اسماعيل بزاز به پاقاپق - ميدان اعدام - مىرفت . كه از زير بازارچهء زعفرانباجى مىگذشت اما صاحب اين بازارچه كه از منسوبان دربار و سردستهء مطربهاى زنان آنجا بود مىترسيد كه عبور واگن اسبى از بازارچهاش بناى آن را لرزانده و خراب كند ، عدهاى اراذل را تحريك به از بين بردن اين خط كرد . آنها نيز با كارهايى مثل گذاشتن سنگ زير چرخ واگن و خارج كردن واگن از خط و كندن چاله جلو راه اسبها كمپانى را ناچار به تعطيل اين خط كردند . « 1 »
با اين وسيله نقليه مردم تهران مدتها آمد و شد مىكردند ، تا آنكه سرانجام بلديهء تهران به هنگام خيابانسازىهاى جديد خط آهن واگن اسبى را زير خاك مدفون ساخت و به اين ترتيب واگن اسبى از خيابانهاى تهران برچيده شد . « 2 »
روانشاد عبد اللّه مستوفى در كتاب شرح زندگانى من علت بالا بودن سطح برخى از خيابانها را از كوچهها و منازل و ساختمانهاى واقع در چنين خيابانهايى را اينگونه شرح داده است :
« مردمى كه در خيابان خانه مىساختند ، چون خيابان معبر عام بود ، عنايتى به سنگفرش
هامش
( 1 ) . طهران قديم ، ج 1 ، جعفر شهرى ، ص 326 - 331 ، نقل به اختصار .
( 2 ) - تاريخ طهران ، جواهر كلام . قسمت ضميمه . ص 168 .