متوقف مىكردند ، قرار داشت . اين دسته ترمز براى خود اتاق كه جهت حفظ از مزاحمت مسافران فضول غالبا به ميله لبه اتاق قفل شده بود . داخل اتاقها قهوهاى و بيرون آنها رنگ سبز شده بود و شايد هم اختيار رنگ سبز از جهت سياست كسبى كمپانى كه علاقه ايرانيان را به رنگ سبز تشخيص داده بود كه خاص سادات مىباشد و اين ماشين نيز در راه زيارتگاهى از سادات به كار مىپرداخته است .
در هر كدام از واگنهاى آن نيز مانند واگن اسبى باز چراغهايى نصب شده بود كه يك روى چراغها ، اتاق ( كوپه ) زنانه و يكطرفش قسمت مردانه را روشن مىكرد . چراغهايى كه در فانوسهايى جاسازى شده از لامپهاى نفتسوز نمره ده روشنايى گرفته با شيشه و در و بست و بند حفظ شده بود .
خط اين قطار از خط واگن [ اسبى ] عريضتر و از ريل آهن دولتى كه بعدها به ايران آمد ، باريكتر بود و تنها يك دوراهى ميان راه نزديك دولتآباد داشت كه فقط روزهاى شلوغى كه از دو طرف قطار حركت مىنمود ، مورد استفاده قرار مىگرفت . ظرفيت هر واگن آن ، چهل نفر نشسته بود كه در تعطيلىها در آن تا صد مسافر و زيادتر حمل مىشدند و در هر رفت و برگشت با چهارده اتاق حركت مىكرد و بيش از هزار و پانصد مسافر را جابجا مىنمود . وضع اين قطار نيز در طول راه بهتر از واگن نبود كه از هنگام حركت ، يعنى از وقتى كه از دروازه ماشين دودى خارج مىگرديد ، جماعات كثيرى از بچه و بزرگ بودند كه به دنبال آن دويده ، از در و پنجره و بدنهء اتاقهايش بالا رفته به آن مىآويختند تا به دوراهى مىرسيد كه يا ادامه داده باز به آن مىچسبيدند يا به قطارى كه از طرف شاه عبد العظيم مىآمد ، بند شده برمىگشتند .
البته در هر قطار يكى دو مأمور امنيه [ ژاندارم ] و آژان ( پاسبان ) براى رفع مزاحمت آنان گمارده شده ، پست مىدادند ، اما كجا يكى دو پاسبان برابرى با چند صد لش و لات مىتوانست داشته باشد ! - كه از هر طرف ردشان كرده از طرف ديگر حملهور مىشدند . . . ديگر از كارهاى آنها اين بود كه روى تاق آن رفته از اين سو به آن سو دويده و در سر دوراهى از اين قطار به آن روى آن قطار مىپريدند و گاهى به زير چرخهاى آن افتاده و قطعه قطعه مىشدند . » « 1 »
بد نيست بدانيم كه پيش از ايجاد راهآهن تهران - حضرت عبد العظيم ، در تهران واگن اسبى يا تراموى اسبى نيز به كار افتاده بود .
هامش
( 1 ) . طهران قديم ، جعفر شهرى ، ج 1 ، ص 332 - 336 .