شود خسارتشان جبرانناپذير خواهد بود ، ناچار از در مسالمت درآمدند و پس از گفتگوى بسيار قرار بر اين گذاردند كه «
نى زما و نى زتو رو دم مزن
» و نمايندگان سفارت رضايتنامه سپرده از محضر امام بيرون آمدند . . . » « 1 »
و اما دربارهء بخش نخست روايت دوستعلى معيرالملك ، بايد به اين نكته اشاره كرد كه بلوا و آشوب بر سر خريد بليط راهآهن نبوده است و روايت اعتماد السلطنه صحيحتر به نظر مىرسد .
چرا كه واقعهء كشته شدن يكى از مسافران در نوشتههاى ديگرى ازجمله تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم نيز آمده است . « 2 »
ماشين دودى
جعفر شهرى دربارهء راهآهن تهران - حضرت عبد العظيم زير عنوان « ماشين دودى » به مطالبى اشاره مىكند كه خواندن آن در اينجا خالى از لطف نيست .
« از نوع اين وسيله كه بر روى ريل آهن حركت مىكرد ، يكى هم قطار تهران به شاه عبد العظيم بود به نام « ماشين دودى » از نوع ترنهاى بخارى ساخت بلژيك كه تهران را به شهر رى وصل مىنمود . اين قطار با لكوموتيفى ( لكوموتيوى ) به ظرفيت دويست تن بود كه آتشخانهاى به طول چهارمتر با ششچرخ بازودار و ديگ بخارى قطور و دودكشى كوتاه برنجى و كورهاى زغال سنگى داشت كه در روزهاى خلوت ميان هفته دونوبت قبلازظهرها و دونوبت در بعدازظهر با دوواگن و ايام تعطيل و شبها و روزهاى جمعه و زيارتى و قتلها و اعياد با هفت تا چهارده واگن در دو آتشخانه ( لكوموتيو ) مسافر مىكشيد .
واگنهاى اين وسيله نيز مانند واگن اسبى قسمت وسطش مخصوص زنان محفوظ و پوشيده ساخته شده بود و دو طرفش با حفاظى كه طارمى آهن جهت مردان و دو ايوان در جلو و عقبش براى مسافران ايستاده همراه چند ميله آهن كه سقف آن را نگاه داشته بود . نيمكتهاى آن همانند نيمكتهاى واگن اسبى ، چوبى ، شبيه نيمكتهاى بيمارستانها با تختههايى از هم گشوده در سه نفر ظرفيت كه چهار از اين نيمكتها دو به دو مقابل هم قرار گرفته راهروى از وسطشان گذشته تشكيل كوپهاى مىداد و جلو و عقب هر يك از اينها دسته ترمزى شبيه هندل اتومبيل كه انتهاى آن را با گرداندن زنجيرى به دور خود پيچانده كه كفشكهاى ترمز را به چرخ چسبانده آن را
هامش
( 1 ) - يادداشتهايى از زندگانى خصوصى ناصر الدين شاه ، دوستعلى معير الملك ، ص 179 - 180 .
( 2 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، محمود محمود ، ج 7 ، ص 1858 .