داشت ولى سرمايهء آن از مسكو تأمين شده بود . « 1 »
بارى شركت مزبور با سرمايهء دو ميليون فرانك دست به كار ساختمان راهآهن شد « 2 » و با توجه بهاينكه هنوز راه شوسهء خوبى هم در ايران نبود اشكال كار حمل و نقل وسايل لازم براى كشيدن راهآهن از مرز روسيه به تهران آشكار مىشود . لكوموتيو و چرخها و وسايل لازمه را در بروكسل ساخته از راه روسيه با كرايهء بسيار به سرحد ايران رسانيدند و بديهى است كه در عرض راه وسايل مزبور را قطعه قطعه مىآوردند و در مقصد دوباره قطعات مزبور را سوار مىكردند .
سرانجام با هر زحمتى بود اين راهآهن را كه فاصله ريلهاى آن بيش از هشتاد سانتيمتر نبود « 3 » در سال 1305 ( ه . ق ) به حضرت عبد العظيم رسانيدند و آمادهء افتتاح كردند و در همان سال هم گشايش يافت .
هنوز چيزى از احداث و گشايش راهآهن حضرت عبد العظيم نگذشته بود كه ناراحتىها و تصادفات ناشى از آن آشكار شد . زيرا مردم به طرز كار آن آشنا نبودند و گاهگاهى هم از سر جهالت حركاتى از آنها صادر مىشد كه باعث گفتگو و اعمال ناشايستى مىشد كه دولت را به زحمت مىانداخت و چه بسا به فشارهاى سياسى هم مىرسيد .
اعتماد السلطنه در تاريخ شنبه 11 ذى القعده سال 1305 ( ه . ق ) مىنويسد :
« . . . شنيدم راهآهن جديد تهران كه به حضرت عبد العظيم مىرود از عدم انضباط ، جمعى را مقتول و مجروح ساخته . . . » « 4 » سپس در تاريخ شنبه 28 صفر سال 1306 ( ه . ق ) نوشته است :
« قتل امام حسن عليه السلام است . صبح درب خانه رفتم . سر ناهار شاه بودم . در حضور همايون كه نشسته بودم روزنامه عرض مىكردم پشت دست مرا زنبور گزيده . خيلى صدمه زد .
بعد از ناهار خانه آمدم . شاه امروز خانه مادر ظل السلطان روضه بانوى عظيمى همشيره ظل السلطان تشريف بردند . از وقايع تاريخ امروزه چنانچه رسم است در اين ايام به زيارت حضرت عبد العظيم مىروند . از وقتى كه راهآهن از تهران به حضرت عبد العظيم كشيده شده ، بيشتر عبور مردم از اين راه است . امروز چهار به غروب مانده جمعيت زياد كه به زيارت با كالسكه بخار مىرفتند ، شاگرد نانوايى كه در كالسكه بخار بود رذالت نموده قبل از اينكه كالسكهها بايستد ، خود را پايين مىاندازد كه برود ، دامن قبايش به چرخ راهآهن گير مىكند و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، 1230 .
( 2 ) . ايران و قضيه ايران ، ج 1 ، ص 784 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 581 .