« چون در بلاد اروپا بعضى اعمال و صنايع غريبه متداول شده كه در بلاد ايران هنوز شايع و متداول نگشته ، ازجمله راه سيم موسوم به تلگراف است كه در آن واحد از مسافت بعيده اخبار جديد را اخبار مىنمايد . چون استحضار و استطلاع بر آن صنعت عجيب ابدا بهمحض استماع بىمعاينه و ملاحظه صورت نخواهد يافت برحسب امر اقدس همايون شاهنشاهى ادام اللّه ايام سلطنه مقرر شد كه به مراقبت و اهتمام نواب و الا شاهزاده عليقلى ميرزاى اعتضاد السلطنه ، عاليجاه موسيو كريشيش نمساوى [ اتريشى ] معلم كل توپخانه مباركه اسباب لازمه اين عمل را دستور داده بهانجام برسانند و در مدت قريب ماهى ، آنچه لوازم اين كار بوده بهدقت تمام و سعى بليغ و جهد كامل صورت اتمام يافت و درطول مدرسهء دارالفنون سيم كشيده و در دو اتاق مقابل اسباب لازمه چيده شد و بهنحوى كه مقرر است امتحام و تجربه گرديد و قوه الكتريسيته بهظهور آمد و به حركت آلات مطلب مسئول ترسيم و ترقيم يافت و بهيقين پيوست كه اين عمل كه معلم مذكور مدعى ظهور صدور آن شده است از قوه بهفعل آورده است و در روز پنجشنبه گذشته جناب اشرف ارفع افخم صدراعظم دار اقباله العالى به جهت ملاحظه و تماشاى اين صنعت غريبهء جديده به مدرسه توجه نموده بهتفصيل و دقت ملاحظه و امتحان فرمودند از اهتمام و كاردانى نواب و الا اعتضاد السلطنه و تصرفات در تقويت و ترتيب علوم مدرسه اظهار رضاى خاطر نموده و به معلم مذكور خلعت التفات كرده و به عاليجاه رضا قلى خان ناظم مدرسه و به شاگردان توپچى كه دراين كار دخيل بودهاند اكرام و انعام تمام به ظهور آورده به تفاوت درجات به هريك انعام مرحمت كردند و فرمايش فرمودند كه از عمارت خاصه مباركهء سلطانى تا باغ لالهزار سيم تلگراف كشيده شود و بعد از اتمام بهنظر مبارك اعليحضرت اقدس همايونى شاهنشاهى خلد اللّه ملكه و سلطانه رسيده به هر جانب از ممالك محروسه كه حكم اقدس ملوكانه و امر جناب اشرف اعظم صادر گردد ، راه سيم تلگراف اخبار ساخته و كشيده شود . » « 1 »
اندكى بعد در روزنامهء وقايع اتفاقيه آمده است كه :
« . . . عاليجاه موسيو كرشش معلم و سرتيپ توپخانه مباركه كه تلغرافيكه با دو سيم ساخته بود حال با يك سيم درست كرد و بهعوض يك سيم زمين را قرار داد و در عصر روز سهشنبه بيست و پنجم ماه گذشته جناب جلالتمآب اشرف افخم صدراعظم مد ظله العالى به اتاق نقاشخانه توجه نمود . چند فقره سؤال در ميان آمده از باغ لالهزار جواب درست معروض داشتند و بسيار
هامش
( 1 ) . روزنامه وقايع اتفاقيه ، شماره 372 .