تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
تهرانى و اصفهانى و آذربايجانى و غيره و اين اعداد را نيز با سابق مطابقت مىنمود و چون سؤال و جواب مدتى به‌طول مىانجاميد ، از اهل خانه ناملايمات مىديد و كنايات مىشنيد و تحمل مىكرد . و آن‌وقت از درب آن خانه گذشته به درب خانه ديگر مىرفت و به‌همان دستور رفتار مىكرد . و بعد از آنكه متعلمين اين دستورالعمل را خوب آموختند ، آنها را در محلات پراكنده كرده هر دسته جداگانه مشغول عمل بودند و خود همه روزه در محلات مىگشت و به دو سه دسته سركشى مىكرد و از طلوع آفتاب تا حوالى غروب مشغول بودند تا از محل ارك و محلات داخل شهر فارغ شدند و جمعيت همهء خانه‌ها را از اعلى و ادنى مشخص نمودند ، بدون استثناء جز عمارات خاصه اعليحضرت شاهنشاهى و آن‌وقت به خارج شهر پرداخت و خانه‌هاى اطراف را تا حد حصن و خندق جديد دارالخلافه ناصره نيز ما بين همين چهاردسته مهندس قسمت نمود و هركدام را بر سر كار خود گذارد و خود نيز با آنها در گردش بود و آنچه خانه و كاروانسرا و قلعه در جوف اين حصار واقع بود ضبط نمود و روز دوازدهم ذى القعدة الحرام به كلى فارغ شد و عمل قريب دو ماه به‌طول انجاميد . . .

و اما خلاصهء تعداد نفوس

عدد كل نفوسى كه در دارالخلافه مقيم و متوقف مىباشند ، صد و پنجاه و پنج هزار و هفتصد و سى و شش [ 155736 ] نفر سپاه‌اند و صد و چهل و هفت هزار و دويست و پنجاه و شش [ 147256 ] نفر رعيت و ازجمله هشت هزار و صد و چهل و هشت [ 8148 ] نفر سپاه ، پنج هزار و پانصد و هشت [ 5508 ] نفر سرباز است و هزار و صد و چهل و هشت [ 1148 ] نفر غلام پيشخدمت و غلام حاضر ركاب مبارك و هفت صد [ 700 ] نفر توپچى و چهارصد و بيست نفر سوارهء نصرت و سيصد نفر سواره نظام و صد و پنجاه نفر زنبوركچى و صد و سى و سه نفر موزيكانچى و صد و بيست و يك نفر غلام مخصوص . و اما صد و چهل و هفت هزار و دويست و پنجاه و شش نفر رعيت منقسم است ميان شش محله ؛ جمعيت ارك مبارك سلطانى سه هزار و چهارده نفر است و محله عودلاجان سى و شش هزار و چهارصد و نود و پنج نفر و چاله‌ميدان سى و چهار هزار و پانصد و چهل و هفت نفر و سنگلج بيست و نه هزار و ششصد و هفتاد و سه نفر و محله بازار بيست و شش هزار و ششصد و هفتاد و چهار نفر و محلات خارج شهر شانزده هزار و هشتصد و پنجاه و سه نفر و ازجمله صد و چهل و هفت هزار و دويست و پنجاه و شش نفر كه كل نفوس رعيت است ، صد و يك هزار و
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 150 | حسين شهيدى مازندرانى