تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و به آنها دستور داد كه هر دو نفر با همديگر حركت كنند و چون وارد كوچه شوند ، هميشه ضلعى را كه به‌سمت شمال يا مشرق باشد يكى از آن دو نفر اختيار كنند و ضلعى را كه به‌سمت جنوب يا مغرب باشد آن ديگر و ضلع اولى را يمين نام‌نهاد و ضلع دوم را يسار و به اذن نواب اشرف و الا ، با هر دسته يك دو نفر از دهباشيان محلات و يك نفر فراش از فراشان مدرسه مباركه و دو نفر قراول از سربازان مهندس همراه كرد و از روز شانزدهم رمضان به عمل شروع كرد . و چند روز اول نظر به اينكه خوب به كار مأنوس شوند و خطا نكنند ، همگى را متفقا حركت داده و خود جان‌نثار هميشه با آنها بود . درب هر خانه كه وارد مىشود ، مرد بزرگتر صاحبخانه را مىطلبيد و اگر او حاضر نبود ، زن بزرگتر عاقله را و شروع مىكرد به سؤال و چون ديد كه عموم مردم ، از ذكور و عناث ، كمال وحشت و تحاشى دارند ، از حقيقت‌گويى ، خيالات واهيه درسر گرفته‌اند . منجمله : گمان مىكنند كه مقصود اولياى دولت ابد مدت از تشخيص جمعيت آنست كه صرف خندقى از آنها گرفته شود يا غربا و متفرقه را از شهر بيرون كنند يا ساليانه از آنها سرى گرفته شود و امثال آنها ، و اگر بدين عقايد فاسد باشند ، تشخيص جمعيت از روى حقيقت كمال صعوبت خواهد داشت و بلكه متعسر است . چون كه جان‌نثار مأذون نبود كه وارد خانه و عيال مردم شود و اصحاب خانه را سرشمار كند و تحقيق مطلب موقوف بود به سؤال و جواب ، و اين حالت نه مخصوص اهل ايران است در ساير ممالك سابقا چنين بود و هنوز هم در بعضى ولايت باقى است . شهريان در وقت تشخيص عدد نفوس بالا گمان كند مقصود وضع ماليات است و رعايا وقت تشخيص عدد نفوس قرى گمان كنند كه مقصود گرفتن سرباز است . پس بالجمله ، ناچار درب هر خانه كه وارد مىشد ، قريب ربع ساعت معطل شده صاحب خانه را به سوگند و هزار لسان مطمئن مىكرد و باز خود مطمئن نشده احتمال مىداد كه خلاف بگويند ، سؤالات مختلفه از آنها مىپرسيد . اول : عدد مجموع مردانى كه شب درآن خانه متوقف مىباشند ، از آقا و نوكر و صاحبخانه و اجاره‌نشين و غيره . دوم : از عدد زنان بزرگ . سيم : از عدد اطفال شيرخوار تا پنج ساله از ذكور و اناث . چهارم : از عدد جوانان بزرگتر از پنج سال تا پانزده سال از ذكور و اناث . پنجم : از عدد خواجه و غلام سياه . ششم : از عدد كنيز سياه . هفتم : از عدد دايه و خدمتكار و گيسو سفيد . هشتم : از عدد مجموع اشخاص كه درآن خانه متوقف‌اند ، عموما از صغير و كبير و سياه و سفيد و ذكور و اناث ، آقا و نوكر ، صاحب‌خانه و اجاره‌نشين . و آن‌وقت اين جوابها را با همديگر موازنه كرده اگر خلاف مىگفتند ، زود بروز مىكرد و از آنها مؤاخذه كرده بعد تصحيح مىنمود و بعد سؤال مىكرد از اشخاص ايل قاجار كه درآن خانه منزل دارند و از عدد اشخاص
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 149 | حسين شهيدى مازندرانى