تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
خود و رهايى از محبس ، راهى به نظرش رسيد و آن فرستادن پيغامى به سفارت انگليس بود تا بداند كه صلاح كارش در چيست . جواب سفارت اين بود : « مسلما قرارداشتن در تحت حمايت انگليس از تاج‌كيانى هم برتر است » ، ولى چون ميرزا آقا خان جهت صدراعظمى ايران برگزيده شده ، بهتر است خودش در اين باره تصميم بگيرد . « 1 » » بدينگونه بود كه نوكر و دست‌نشاندهء انگلستان روى كار آمد و به صدارت رسيد و نسبت به حاميان خود وفاى به‌عهد كرده خدمات شايسته‌اى از خود بروز داد . . . دربارهء حيله‌گرى و شيطنت و پشت هم‌اندازى او همين بس كه در ميان مردم آن زمان چنين شهرت داشته كه شيطان تا پس قلعه مىآيد و از آنجا مىپرسد كه ميرزا آقا خان در تهران است ؟ جواب مىدهند : بلى ! شيطان از آمدن به تهران منصرف شده و مىگويد جايى كه ميرزا آقا خان هست من راه ندارم . يا جاى او باشد يا جاى من و برمىگردد . « 2 » از كارهاى عمدهء ميرزا آقا خان نورى ، ملقب به اعتماد السلطنه ، راه‌اندازى جنگ ايران و انگليس با تبانى قبلى با دولت انگلستان بود . به‌اين‌ترتيب كه بدون مطالعه و پيش‌بينىهاى لازم در اواخر سال 1272 ( ه ق ) به هرات لشكر كشيد و آنجا را در اوايل سال 1273 ( ه . ق ) تسخير نمود و پس از گرفتن هرات بود كه انگلستان به ايران اعلان جنگ داد و بسيارى از بنادر و جزاير ايران را تصرف كرد و قشون ايران بدون هيچگونه مقاومت جدى در همه جا شكست خورد و در مقابل عدهء بسيار كم دشمن عقب‌نشينى اختيار نمود . . . پس از شكست در تمام جبهه‌ها ميرزا آقا خان نورى خود را دست‌پاچه و وحشت‌زده نشان داد و از تعداد بىشمار قواى انگليسى و اشغال سرتاسر خاك ايران براى شاه گزارش داد لذا بدون درنگ مصمم شدند فرح خان كاشى را كه صندوقدار شاه بود براى مصالحه با انگليسها به پاريس بفرستند . سرانجام دولت ايران به وساطت و ميانجيگرى ناپلئون سوم به انعقاد معاهدهء سراپا ننگين پاريس كه براى ايران نظير معاهدهء تركمنچاى بود تن در داد . عهدنامهء پاريس پس از معاهدهء تركمنچاى ننگين‌ترين و ظالمانه‌ترين معاهده‌اى است كه تاكنون يك دولت خارجى با ايران بسته و به او به زوروزر و دسيسه تحميل كرده است . . . به‌موجب اين معاهده بخش اعظمى از پيكر ايران كه هزاران سال از حيث تشكيلات جغرافيايى ، نژادى و زبانى و هم‌كيشى جزء لاينفك آن بوده جدا شد و دولت ايران به نمايندگى صدراعظم خيانتكار خويش از تمام حقوق حقهء خود به‌موجب معاهدهء مزبور
هامش
( 1 ) - خاطرات ليدى شيل . همان صفحه . ( 2 ) . شرح حال رجال ايران ، ج 4 ، ص 367 - 368 ، نقل به اختصار .